ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٥ - شرحها
است، از اين جهت امام مىفرمايد: اين مقام از درك عقول عمومى بر كنار است و امرى است مكتوم و تنها خدا آن را مىداند و بس. علت اين سؤال اين است كه چون نزول ملائكه در شبهاى قدر دوران وصايت و امامت متضمن احكام و معلومات تازهاى است بر حسب تجديد زمان، پس بايد اوصياء اطلاعات جديدى پيدا كنند كه انبياء از آن بىخبر بودند، امام مىفرمايد: علم اوصياء محدود به وصايت است و از اندازه علم انبياء بيرون نيست و اين حوادث ساليانه هم براى انبياء منكشف بوده و يا آنكه همزمان انكشاف براى اوصياء براى آنها نيز منكشف مىشود و از نظر ارتباط معنوى- رشته وصايت هميشه با مقام نبوت ارتباط طولى دارد. طرح اين سؤال هم بر اثر نظريه تدريجى سابق است و چون در جواب سابق علم وصى محدود به وصايت شد و از حدود علم نبى نتواند بيرون باشد براى سائل اين فكر پديد شد كه علم اوصياء نسبت به يك ديگر اين محدوديت را ندارد و امام سال آينده ممكن است در شب قدر آن سال احكام و مطالبى درك كند كه امام سال گذشته از آن بىاطلاع بوده است، در اينجا امام مىفرمايد: از نظر اصول كلى معلومات همه اوصياء يكى است و آنچه در شب قدر بوسيله ملائكه تجديد مىشود موضوع احكام جزئى است در موارد مشخصه جاريه در آن سال و اين علم جديدى محسوب نيست كه سبب امتياز اوصياء در مراتب علمى گردد. در اينجا مقصد از نزول ملائكه را در شب قدر نسبت به هر امرى راجع به دستور اجراء و ابلاغ آن دانسته چنانچه در قوانين بشرى معمول است وقتى حكمى و قانونى در مجلس شورى به تصويب رسيد با آنكه دولت وقت آن را مىداند نمىتواند اجراء كند تا دستور اجراى آن صادر شود و از طرف مجلس آن قانون براى اجراء به دولت وقت ابلاغ گردد. مرحوم مجلسى موضوع اين سؤال را حمل بر بداء كرده