ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٦ - شرحها
است و از اين نظر آن را مخصوص اوصياء دانسته ولى بايد گفت منظور از اين سؤال ترفيع مقام معنوى نبوت و امامت است نسبت به تجديد هر شب قدرى چنانچه در رتبه استخدامى مأمورين و كارمندان دولتها رسم است كه در فاصلههاى مقررى بر اثر ادامه خدمت رتبه تازهاى به آنها داده مىشود، امام مىفرمايد: اين ترفيع رتبه موضوع محرمانهاى است نسبت به انبياء و اوصياء كه جز خود آنان كسى نمىتواند بر آن مطلع شود و شايد سرّش اين باشد كه بسا نسبت به سابقه اوصياء توهم نقص براى مردم عادى پديد گردد. از مجلسى (ره):
در بيان كلمه" منكِر" يعنى منكِر ما و فضل ما و امامت ما و اينكه شب قدر مخصوص ما مىباشد، ولى اين شرح درست به نظر نمىرسد زيرا امام در معترفان شب قدر هم دو دسته توضيح داده: يكى آنها كه شب قدر را قبول دارند و با ائمه مخالفند و ديگرى آنها كه شب قدر را قبول دارند و مخصوص ائمه مىدانند و اگر معنى منكِر چنان باشد كه مجلسى (ره) گفته، تفصيل بعد از آن بىمورد است در اينجا، اگر مقصود منكِر اصل شب قدر باشد معنى منكِر كافر است يعنى منكِر اسلام است، زيرا اصل شب قدر ضرورى دين اسلام است و نص آيات بسيارى از قرآن مجيد است و اگر مقصود از منكِر، منكِر وجود آن بعد از وفات پيغمبر باشد منظور اين است كه كسى كه منكِر بقاء شب قدر باشد بعد از وفات پيغمبر از مورد بحث خارج است و بايد با او در اصل وجود شب قدر بعد از پيغمبر (ص) سخن گفت، پس مقصود از كلمه" منكِر" اين است كه از مورد بحث ما خارج است. مجلسى (ره) از بصائر به سند وى از محمد بن سليمان ديلمى از پدرش گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم، گفتم: قربانت، من از تو شنيدم كه چند بار فرمودى: اگر نباشد كه ما به علم خود بيافزائيم آنچه داريم به