ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٣ - شرحها
در كتاب" رموز الشهادة" در موارد مختلفه حادثه شهادت ابى عبد اللَّه (ع) اين موضوع را كاملًا شرح دادهام.
زيد بن على (ع) و فرزندش يحيى در شمار مصلحان مذهبى و رهبران فداكار خاندان پيغمبرند، البته شخص امام معصوم كه قيّم عالم امكان است از اين حكم بر كنار است مگر در صورتى كه جانشين او معين باشد كه امر امامت را به او بسپرد، با توجه به اين موضوع جلالت مقام زيد روشن است و اين منافات ندارد كه امام وقت نهى صريح از جهاد صادر كند، چون اين نهى از نظر تكليف عمومى و اعلام عدم وجود شرط جهاد است و اين موضوع فداكارى و جانبازى براى دين فوق قانون عمومى است و مردان وارد در آن را بايد مردان فوق قانون تعبير كرد، موضوع اعمال فوق قانون هم در قرآن مجيد در داستان ملاقات موسى با آن مرد صالح كه بعضى او را خضر نامبردهاند تصريح شده است.
و اما راجع به متن حديث بايد متوجه بود كه انتقاداتى از آن نسبت به زيد بن على فهم مىشود:
١- موضوع جهل به امام زمان خود و ترديد در اصل وجوب امامت.
٢- توجيهى كه مؤمن الطاق و معروف به احوال از جهل او به امام كرده است، كه اگر پدرش امامت امام پنجم را به او خبر مىداد قبول نمى كرد و به دوزخ مىرفت و اين جهل سبب نجات او است و از اينجا فهم مى شود كه جهل مانند زيدى در خاندان ائمه آنهم نسبت به چنين امر مهمى پيش خدا عذر مقبولى است.
٣- اهانتى كه امام در آخر نسبت به زيد اظهار مىدارد كه مى فرمايد از شش جهت راه را بر او بستى، يعنى به حق او را در هم شكستى واقعاً چگونه مىتوان تصور كرد كه مانند زيد بن على با اين مقام از فضل و در بن خاندان امام سجاد از موضوع امامت بىخبر باشد.