ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٤ - شرحها
چگونه مىتوان تصور كرد كه امام او را اغراء به جهل كند و از اين موضوع مهم مذهبى او را بىخبر گذارد و همين جهل او را وسيله نجات او داند؟
چگونه مىتوان تصور نمود كه پس از اين شهادت و فداكارى و پس از اين ظلم و مصيبت وارده به او، وقتى مؤمن الطاق اين موضوع را براى امام نقل مىكند، امام به حال وجد آيد و با اين تعبير عجيب از كار و گفتار او اظهار خرسندى كند؟
اينها همه مشكلاتى است كه در اين حديث به نظر مىآيد.
البته مقام زهد و فضل زيد بن على و قساوت بنى اميه در واقعه قتل او در مردم تأثير فراوانى كرد و يكى از طرق كاستن از سوء انعكاس اين جنايت كوچك كردن زيد بود در انظار و سرپوش نهادن روى اين جنايت، و وضع و دس چنين احاديثى در آن تاريخ كه در حكم پرونده سازى بوده است بسيار عادى و عملى بوده و مىتوان چنين حديثى را از احاديثى دانست كه با زبردستى از زبان احوال يكى از بزرگترين اصحاب امام صادق ساخته و در دهان شيعيان انداختهاند و يا آنكه كمال تقيه در دنبال حادثه شورش زيد كه بسا بنى اميه را بار ديگر براى از بن بركندن خاندان بنى هاشم تحريك مى كرده است سبب چنين بياناتى شده باشد. مجلسى (ره) از شارح مقاصد نقل كرده كه نبوت مبعوث شدن انسان است از حق به خلق و باز گرفته شده از (نبأ) به معنى بلندى چون مقامش بلند است يا از نبى به معنى راه چون راهبر به خدا است يا از (نبأ) به معنى خبر چون پيغام گير از خدا است ... و گويد: فرق ميان طبقه ١ و ٢ كه در اين خبر ذكر شدهاند مشكل است و به دو وجه مىتوان آن را توجيه كرد:
١- مقصود از اينكه طبقه اول براى خويش پيغمبر است و به ديگرى