ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٦٢
و هر چه او را جست نيافت و چون جدّه آن حضرت مادر امام حسن عسكرى وفات كرد دستور داد او را در همان خانه مدفن امام به خاك سپارند، جعفر در مقام ممانعت بر آمد و گفت خانه من است و نبايد در آن دفن شود، امام ظاهر شد و گفت: اى جعفر (اين خانه تو است؟) و غايب شد و ديگر او را نديد. از مجلسى (ره)- جلاوزه- جمع جلواز است بكسر جيم و آن شرطى است مانند تركى و آنان طائفه از اعوان حكومتند، يا اولين دسته پيش جنگ و ظاهر اين است كه همانهايند كه در فارس آنها را يساول گويند، و مقصود از سواد ارض عراق است، پايان.
من مىگويم شرطى در اين زمان به اصطلاح تشكيلات حكومتهاى عربى مأموران كلانترىها است كه در ايران پاسبان گويند، به اين مناسبت ما جلواز را به كلمه پاسبان ترجمه كرديم. از مجلسى (ره)- مضرسه، يعنى به شكل همان سنگى بود كه از زمين برداشته بود «مولانا» يعنى امام قائم و همانا او را شناختند به واسطه ظهور معجزه به دست آن حضرت. از مجلسى (ره)- ابو عبد اللَّه صالحى همان عبد اللَّه بن صالح است كه ما در او سخن كرديم و اين روايت دلالت دارد كه از سفراء بوده، و ممكن است سؤال به توسط سفراء انجام شده باشد و در علت عدم جواز بيان نام اشارهاى است به اختصاص حرمت آن به زمان غيبت صغرى ولى اين اشاره معارضه با اخبار داله بر عموم حكم نكند چون:
١- روايت صدوق از عبد العظيم حسنى از امام دهم (ع) كه در باره قائم فرموده بردن نامش روا نيست براى شما تا خروج كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد الخ.
٢- و روايت ديگر او به سند حسن از امام كاظم (ع) كه در مورد ياد