ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٦٣
كردن امام قائم (ع) فرمود: براى شما حلال نيست نامش را ببريد تا خدا عز و جل او را ظاهر كند و زمين را به وسيله او پر از عدل و داد نمايد الخ.
٣- به سند او از جابر از ابى جعفر (ع) فرمود از امير المؤمنين (ع) از مهدى پرسيدند، عرض كرد يا بن ابى طالب به من بگو نام مهدى چيست؟
فرمود: از نامش نپرس زيرا حبيب و خليلم به من سفارش كرده نامش را باز نگويم تا خدا او را مبعوث كند و آن را خدا و رسولش در علم خود سپرده است و در اين موضوع اخبار بسيارى وارد است. پايان، نقل از مجلسى (ره).
ولى ظاهر اين است كه مقصود از اسم همان آدرس و نشانى به شخص او است كه ملازم با معنى غيب است و گر نه تعبير از او به لقب حجة اللَّه يا امام عصر يا كلمه محمد هيچ تفاوتى ندارد و به علاوه از آنكه در ادعيه و بعضى اخبار گذشته بدان تصريح شده است چنانچه خود مجلسى (ره) اعتراف دارد و خود مقابل نمودن نام بردن را با ديدار شخص او به همين معنى دلالت دارد و مقصود اين است كه نه او را توان ديد و نه نشانى او را توان به دست آورد. از مجلسى (ره)- در اين روايت مبالغه بسيارى شده در ترك ذكر نام، و بسا آن را حمل كردند به اينكه شبيه كافر است در مخالفت امر خدا از راه دليرى و عناد چنانچه گوئى بر اين كار جرات ندارد جز شير و به زودى بدانى كه كافر در اخبار بر مرتكب كبائر اطلاق شده است، در بعضى اخبار هم هست كه ارتكاب گناه بىلذت مايه سبك شمردن دين است و موجب كفر است، زيرا بعد از اطلاع بر نهى از اسم بردن امام زمان ارتكابش از راه بىاعتنائى به شرع و صاحب آن است و اين عين كفر است، و بعضى گفتهاند كه مقصود از صاحب الامر مطلق امام است و منظور اين است كه تعبير از امام به نام كوچك و مخصوص او چون يا جعفر، يا موسى استخفاف و موجب كفر است و تكلف در اين معنى نهان نيست.