ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٦١
كند و مشكل اين امت را حل نمايد، «اشار بيده» يعنى از هر دستى دو انگشت ابهام و سبابه را گشود، چنانچه در عرب و عجم براى بيان كلفتىِ گردن بدين طريق اشاره كنند يعنى جوانى است نيرومند و گردنش چنين است، و مؤيد آن است روايت شيخ كه گويد: «من او را ديدم و گردنش چنين است».
گويد و به خاطر من آمد كه به گردن خود اشاره كرده باشد و آن را معرف نموده باشد. از مجلسى (ره)- زبيرى لقب يكى از اشقياء معاصر آن حضرت بوده كه آن حضرت را تهديد به قتل كرده و خدا به دست خليفه يا ديگرى او را كشته، بعضى آن را به فتحِ (ز) و كسرِ (ب) خواندهاند به معنى آدم زرنگ و مكّار، و گفتهاند مقصود مهتدى عباسى است كه به دست تُركانِ دربارى كشته شد و تاريخ ولادت در اينجا مخالف با نظر خود كلينى (ره) وارد شده زيرا كه بعد مىگويد ولادت حجت در سال ٢٥٥ بوده است و ممكن است اين اختلاف از نظر حساب كسر سال باشد كه در اين روايت آن را به حساب آورده و مصنف آن را انداخته است. رأيته، يعنى قائم (ع) را ديدم- ميان دو مسجد يعنى ميان حرم مكه و مدينه، يا ميان مسجد مكه و مدينه، يا ميان مسجد كوفه و سهله، با مسجد سهله و صعصعه، چنانچه در بعضى اخبار بدان تصريح شده- پسر بچه بود، يعنى ريش او نروئيده بود، از مجلسى (ره). از مجلسى (ره)- قنبر كبير همان خادم امير المؤمنين (ع) است و" له حديث" يعنى داستان معروفى دارد كه صدوق در اكمال الدين به سند خود از قنبرى روايت كرده، گويد صاحب الزمان از جاى نامعلومى هنگام ستيز او براى گرفتن ميراث امام عسكرى ظاهر شد و فرمود: اى جعفر چرا متعرض حقوق ما مىشوى؟ جعفر متحير و مبهوت شد و امام غائب شد