ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٤
كسى دانسته و فهميده خود را در بلا و مرگ افكند، و جواب اين است كه:
هر علمى مايه حذر نتواند باشد به چند وجه:
١- مكلّف نبودند بدان علم عمل كنند.
٢- بسا باشد براى دانا هم حذر ميسور نباشد.
٣- بسا خود علم باعث جلب بلا و مرگ شود.
و جواب امام اشاره به وجه سوم دارد، چون فرمود: اين گرفتاريها از خودشان به وجود آمد، و اين بلاها و فتن به واسطه اين بود كه كشف اسرار كردند و از آنچه مىدانستند خبر دادند، و آنچه به نظر تو مانع است مؤيد موضوع است، و مقصود اين است كه علم براى رفع بلا سودشان نداد، زيرا مرتكب اعمالى شدند كه مستحق اين بلاها گرديدند، زيرا چنانچه بايد از امام اطاعت نكردند و اين با مقام بلند آنها منافات ندارد، زيرا بسا مقرّبينى به خطاى اندكى سخت مؤاخذه شوند و اين بيان امام اشاره است به قول خدا تعالى (٣٠ سوره شورى): «هر چه مصيبت بر سر شما آيد به دست خود شما فراهم شود»، انتهى.
اين شرح انتقاد شديدى است از خواص اصحاب على (ع)، و به هيچ وجه شايسته نيست، بلكه مقصود همان است كه در شرح خبر ٤ باب (علم ائمه به مرگ خود ...) بيان كرديم، يعنى اين اصحاب بزرگوار على (ع) از نظر اين كه تالي تلوِ امام معصوم بودند و در رديف مصلحين اسلامى و جامعه بشرى در آمدند، دانسته و فهميده داوطلب تحمل بلا و مصيبت شدند و براى حفظ مصالح عاليه مذهب، خود را در كام مرگ افكندند، و با همين وسيله به مردم جهان ستمگرى و ظلم بنى اميه را ثابت كردند و دولت ناحق آنها را متزلزل نموده و رو به سقوط بردند، و اظهار خشم امام از كُندفهمى و عدم توجه مانند ابو بصير است، به اين حقيقت روشن كه گويا مىخواهد به اين بزرگواران اعتراض كند كه چرا خود را دانسته در بلا انداختند، و درست اين