ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٨ - شرحها
قوله: «فهو العلم الذى ... تا آخر» شايد مقصود اين است كه در اين علم غالباً بداء نيست نه بطور مطلق در آن بداء نيست چنانچه از بسيارى اخبار ظاهر مى شود، يا منظور از آن همان علم حتمى است يا علمى كه در شب قدر نازل مى شود يا علمى كه در هر شب و هر روز ظاهر مىشود. انتهى.
ولى طبق تحقيقى كه در باب بداء گذشت بيان شد كه بداء در مرحله قبل از علم صفاتى و افعالى است و مخصوص ذات احديت است و در مرحله ظهور صفاتى و افعالى بداء نيست و اين روايت هم مؤيد آن است و نياز به اين تقييد ندارد. از مجلسى (ره):
١- بحر اخضر همان بحر محيط است، آن را اخضر خوانند بواسطه سبزى و سياهى آن از نظر فراوانى آبش، من مىگويم در دوران قديم درياى مديترانه را بواسطه وسعت و امتداد آن تا اقيانوس، بحر محيط مىناميدند.
٢- حاصل جواب اين است كه:
(١) ممكن است خدا در بعضى اوقات بواسطه مصلحتى چيزى را از ائمه پنهان دارد و اين مخالفت ندارد با اينكه علم كتاب نزد آنها است و هر گاه خدا بخواهد و يا محتاج شوند بدان مراجعه كنند.
(٢) مقصود اين باشد كه سخن اول حضرت در مجلس عمومى بوده و بر حسب تقيه از مخالفين ادا شده است يا در برابر شيعيان كم هوش و سست خرد براى آنكه مبادا ائمه را خدا بخوانند و اين وجه دوم روشنتر است. از مجلسى (ره):
حاصل اين است كه امام به تعليم خدا امور نهانى را مىداند و اين خود جمع ميان آيات و روايات مختلفه است:
١- (١٧٩ سوره آل عمران): «خدا را شيوه نيست كه شما را بر غيب مطلع كند ولى از رسل خود هر كه را خواهد انتخاب مىكند».