ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٢ - شرحها
چنانچه نبايد به اين توجه كرد كه در اين صورت بايد هر امام لا حقى از امام سابق اعلم باشد و بلكه از پيغمبران گذشته نيز زيرا نسبت به تسلسل انبياء كه افضيلت لا حق مسلّم است و خود همين موضوع سر اين كه خاتم انبياء افضل همه انبياء گذشته و بلكه ائمه معصومين هم افضل پيغمبران گذشته هستند زيرا اصل تكامل مقتضى همين معنى است ولى در موضوع تفاضل ميان ائمه و هم ميان پيغمبر و ائمه بايد گفت: كلهم من نور واحد. در اين دو حديث اشاره لطيفى است به اين حقيقت كه دستورات هر زمانى براى خود آن زمان است و نسبت به زمان مترقى بعد جنبه تاريخ دارد و كتب آنها به حساب آثار باستانى حفاظت و بايگانى مىشود و علم مفيد و مثمر براى بشر آن است كه روز به روز و ساعت به ساعت بنا بر اصل كلى قانون تكامل پديدار مىشود. مجلسى (ره) در آيه هدهد گفته است:
بيضاوى گفته" أَمْ" در اينجا منقطعه است و گويا چون هدهد را نديد گمان كرد پشت پرده است و فرمود: چرا او را نبينم، سپس خوب وارسيد و فرمود: بلكه غائب است و براى او كيفر معين كرد به اين شرح:
١- عذاب شديد: پرش را بكند و او را برابر آفتاب اندازد، يا در سوراخ مورچگان تا او را بخورند، يا با دشمن در قفسى حبس كند.
٢- سر او را ببرد تا مايه عبرت ديگران گردد و بىاجازه غيبت نكنند (و نظم را بر هم نزنند). پايان كلام بيضاوى.
قوله (ع): و لم يكن يعرف الماء تحت الهواء- زيرا سليمان و همراهانش روى بساط در هواء بودند و هدهد با چشم تيزى كه خدا به او داده بود از مسافت دور تشخيص مىداد كه آب زير هوا هست يا نه (شايد وجود آب در هوا عبارت از چاههاى جوّى است كه امروز وسيله سقوط هواپيماها تشخيص داده شده و بوسائل جديد آنها را كشف مىكنند و از برخورد هواپيما به آن