ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٦ - شرحها
قريشند كه بنى اميه و بنى مخزومند، بنى اميه تا مدت محدودى بهره دنيا را دارند ولى بنو مغيره مخزوم را در روز بدر، شما به سزاى خود رسانديد.
زمخشرى گفته: مقصود اين است كه به جاى شكر نعمت كه بر آنها واجب است كفر نهادند و نفس نعمت را بدل به كفران كردند و از خود سلب نمودند و حديث دو نابكارتر را از عمر روايت كرده، و بايد گفت كه مقصود از نعمت: عموم اهل بيت است و اعتراف به ولايت آنها كه مخالفين كفران كردند و آن را از خود سلب نمودند يا اينكه به جاى اطاعت آنها از دشمنانشان كه اصل كفر بودند پيروى كردند. از مجلسى (ره):
گفته شده است كه در آيات سابقه نعمتهائى است كه ذكر نبى و وصى در آنها نيست، چطور مىشود اين آيه را به آنها متوجه ساخت؟ من پاسخ گويم كه: ذكر بعضى از نعمتها منافات ندارد، كلمه" آلاء" شامل همه باشد زيرا كه وجود نبى و وصى از اعظم آنها است با اينكه بعضى آيات سابقه به وصى تأويل شده است چنانچه از امام رضا (ع) روايت شده كه «عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ» منظور از اين انسان، امير المؤمنين (ع) است، راوى گفت: «عَلَّمَهُ الْبَيانَ» يعنى چه؟ فرمود: بيان هر چه مردم بدان نياز دارند به وى آموخت، نجم هم به رسول خدا (ص) تفسير شده و شجره به ائمه (ع) و فرمود: سماء رسول خدا است و ميزان هم امير المؤمنين است كه براى سنجش خلق خود بر پا داشته، گفتم: مقصود از اينكه مىفرمايد: «أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ» چيست؟ فرمود: يعنى نافرمانى امام نكنيد «وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ» يعنى امام عادل را بر پا داريد «وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ» يعنى حق امام را نكاهيد و به او ستم نكنيد. و در روايات بسيارى شمس و قمر به رسول خدا (ص) و امير المؤمنين تفسير شده و حمل آلاء در اين آيه بر نبى و وصى (ع) دور نيست. پايان كلام مجلسى (ره).