ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٧ - شرحها
متشابهات» در تفسير محكم و متشابه چند قول است:
١- محكم آن است كه بىقرينه مقصود از ظاهر آن فهم شود و متشابه بىقرينه معنى ظاهرش مفهوم نيست و مورد ترديد است.
٢- محكم آن است كه جز يك تأويل ندارد و براى متشابه تأويلات چند در ميان است.
٣- محكم آن است كه تأويل آن معين است و متشابه آن است كه تأويل آن معين نيست چون قيام ساعت.
سپس خدا فرموده: «اما كسانى كه دلشان كج است دنبال متشابه روند يعنى آن را دليل بر باطل خود آورند براى آشوبگرى يعنى طلب گمراهى و گمراه كردن و تباه كردن دين بر مردم» از امام صادق (ع) روايت شده كه:
«فتنه كفر است»- و براى جويا شدن تأويل آن بر خلاف حق «و نداند تأويل آن را جز خدا و راسخون در علم» طبرسى (ره) گفته: يعنى كسانى كه دانش پا برجا دارند و آن را خوب ضبط كرده و در آن استادند. و در نظم و حكم اين دو جمله اختلاف است بر دو قول:
١- راسخون عطف بر" اللَّه" است با واو به اين معنى كه تأويل متشابه را نداند جز خدا و راسخون در علم كه آنها هم تأويل آن را مىدانند، بنا بر اين جمله بعد حاليه است و مقصود اين است كه با علم به آن اظهار ايمان به آن هم دارند، اين قول از ابن عباس و مجاهد و ربيع و محمد بن حنفيه و زبير نقل شده و ابى مسلم آن را اختيار كرده و از امام باقر (ع) هم روايت شده.
٢- جمله سابق به كلمه" اللَّه" تمام است وَ" الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ" اول جمله دوم است، و واو استيناف است و معنايش اين است كه علم تأويل متشابه منحصر به خدا است و راسخون در علم بطور اجمال بدان ايمان دارند و بنا بر اين" الراسخون" مبتدأ است، و جمله" يقولون" خبر آن است. پايان كلام مجلسى (ره).