اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٣٩ - أصالة الجد و مبناى ظهور كلام
أصالة الجِدّ و مبناى ظهور كلام:
سؤالى كه در اينجا بايد پاسخ داده شود اين است كه: مبناى دلالت كلام بر مدلول تصديقى سوم كه از آن به أصالة الجدّ تعبير مىشود چيست؟ يا به عبارتى ديگر: مبناى ظهور كلام در تطابق مدلول تصديقى سوم با مدلول تصديقى دوم و اول و با مدلول تصوّرى چيست؟
مبناى دلالت تصوّرى واضح است، و مبناى دلالت تصديقى اول ظهور حال فاعل عاقل در مريد بودن است، و مبناى دلالت تصديقى دوم ظهور حال خطاب در اراده تفهيم مدلول تصوّرى و مراد استعمالى به مخاطب است، اكنون سؤال اين است كه مبناى دلالت تصديقى سوم يعنى دلالت كلام بر اينكه آنچه را متكلّم به شنونده تفهيم كرده است واقعاً و حقيقتاً مراد متكلّم بوده است، چيست؟
پاسخ اين است كه مبناى اين دلالت همان اصل عقلائى تطابق ظاهر و باطن يا اثبات و ثبوت است، زيرا در اينجا ظهورى شكل گرفته است كه از مقوله دلالتهاى رفتارى است و آن دلالت تصديقى دوم يا ظهور حال خطاب در اراده تفهيم مدلول تصوّرى و مراد استعمالى به مخاطب است. به اقتضاى اصل عقلائى تطابق اثبات و ثبوت، ظهور خطاب در قصد تفهيم بايد با آنچه در اندرون گوينده وجود دارد كه همان قصد معناست مطابقت داشته باشد، اينكه در ظاهر معنايى را به شنونده تفهيم كند و در اندرون معناى ديگرى قصد كند با اصل عقلائى تطابق اثبات و ثبوت ناسازگار است.
بنا بر آنچه گفتيم معلوم شد: در كلام صادر از متكلّم چند اصل عقلائى وجود دارد كه در دفع اجمال و ابهام و تعيين مفاد كلام- در مراحل مختلف آن- مورد توافق و اعتماد عقلاست، و از مضامين آنچه در بالا گفتيم مبنا و اساس آنها و نيز مجرا و مورد كاربرى آنها معلوم شد:
١) أصالة الإرادة والاختيار- كه از اصول عقلايى جارى در رفتارهاى عقلايى است و همان اصل نخستين سابق الذّكر است- كه مورد آن شك در اختيارى بودن فعل است، و كاربرى آن در كلام در موارد شك در ارادى بودن كلام صادر از متكلّم يا به تعبيرى دقيقتر: شك در مدلول تصديقى اول كلام متكلّم است. أصالة الاختيار كه اصلى