اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٤٣ - \* اصل سوم
در اينجا دو مطلب وجود دارد:
١) در اجمال بايد غرضى و هدفى عاقلانه وجود داشته باشد: دليل اين مطلب روشن است؛ زيرا- همان گونه كه در گذشته اشاره كرديم- كلام يا گفتار نوعى رفتار عاقلانه است كه محكوم قاعده كلى «امتناع عادى صدور رفتار لغو و بيهوده از عاقل هوشيار» است.
٢) غرض يا هدف از اجمال نبايد با غرض كلى عاقلانه از رفتار كه بيان مقصود است در تضاد باشد: دليل اين مطلب نيز قبح نقض غرض در فعل فاعل حكيم است يا به تعبيرى ديگر: نقض غرض با رفتار عاقلانه (عقلائى) سازگار نيست، و از آنجا كه غرض عاقلانه رفتار گفتارى بيان مقصود است، رفتار گفتارى نبايد به حالتى در آيد كه در آن بيان مقصود كلًا منتفى يا غير ممكن گردد.
\* اصل دوم:
اجمال مطلق در كلام و سخن عاقلانه (عقلايى) راه ندارد. بنابر اين، اجمالى كه در كلام عقلايى پديد مىآيد همواره اجمال نسبى است. اين اصل نتيجه اصل اول است. توضيح اينكه: اجمال مطلق بدين معناست كه كلام گوينده براى هيچ شنوندهاى در هيچ مكان و زمانى و در هيچ شرايطى مفهوم و رساننده مقصود گوينده نباشد.
چنين اجمالى با غرض عقلايى از كلام ناسازگار است، و موجب نقض غرض عاقلانه از رفتار گفتارى است. بنابر اين، اجمال كلام همواره نسبى است؛ يعنى اجمال محدود به شرايطى خاص يا شنوندهاى خاص است و هيچ گاه اجمال مطلق در كلام عاقل حكيم راه ندارد.
\* اصل سوم:
هر كلام مجملى همراه با تبيين است اين اصل نتيجه اصل دوم است.
توضيح اينكه: از آنجا كه اجمال مطلق با غرض عقلائى از كلام در تضاد است و اجمال معقول اجمال نسبى است، نتيجه مىگيريم: سخن مجمل كه از عاقل صادر مىشود بايد همراه