اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٣٦ - مورد سوم ضرورت اشتراك لفظى
٢) در آنجا كه منشأ اشتراك لفظى اختلاط يا ادغام اقوام در يكديگر نباشد و واضع لفظ واحد براى معانى متعدد، متعدد نباشد فوايد و اغراض خاصى براى اشتراك لفظى قابل تصوّر است كه بالنتيجه نه تنها مرجوح نخواهد بود كه از نظر عقلايى راحج و مفيد نيز مىباشد.
مهمترين فوايد و اغراضى كه ترتّب آنها بر اشتراك لفظى متصوّر است عبارتاند از:
١) فايده سهولت و روانى: توضيح اينكه بسيار اتفاق مىافتد كه لفظى از نظر تركيب لفظى و صوتى، روان و تلفظ آن آسان است، لذا عقلاء ترجيح مىدهند از اين لفظ در افاده معانى متعددى بهره گرفته شود، و تحمل هزينه يا مؤونه استخدام قرينه در برابر فايده روانى و آسانى لفظ، عقلايى و با صرفه است؛
٢) فايده آشنايى و انس: گاهى به دليل اينكه لفظى براى مردم آشنا و مأنوس است از آن براى استفاده در حكايت از بيش از يك معنا استفاده مىشود، در اين فرض تحمل هزينه و مؤونه استخدام قرينه در برابر بهره جستن از مأنوسيت و آشنا بودن لفظ براى اهل زبان با صرفه و مفيد و معقول است؛
٣) فايده اجمال و ابهام: در برخى موارد، اجمال كلام، يا ابهام معناى مقصود و لو بهطور نسبى- براى عقلاء مطلوب، بلكه لازم است. عقلاء- در برخى موارد- لازم مىبينند به گونهاى سخن بگويند كه براى همه كس مفهوم نباشد يا در زمان تكلم مفهوم نباشد، و در زمان مناسب مفهوم شود در اين گونه موارد به كار بستن لفظ مشترك اين غرض را تحقق مىبخشد. و طبيعى است كه تحمل هزينه استخدام قرينه نه تنها به صرفه است بلكه استخدام قرينه براى افاده معنا، علاوه بر خود لفظ، عين مطلوب است.
مورد سوم: ضرورت اشتراك لفظى
نقل شده است كه جمعى، به ضرورت اشتراك لفظى قائل شدهاند، و چنين استدلال كردهاند كه: معانى و مقاصدى كه بشر نيازمند تفهيم آنها و حكايت از آنها و دلالت بر آنهاست