اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٦ - ٣ دلالتهاى تصديقى
دليل نشأتگيرى دلالتهاى تصديقى از استعمال، همان است كه در بالا بدان اشاره شد و آن اين است كه دلالتهاى تصديقى از نوع دلالتهاى رفتارى، ناشى از قوّه دلالت رفتارى مىباشند كه بر اين اصل مبتنى است- كه هر رفتار ارادى ناشى از انگيزه متناسب با آن رفتار است-.
بنابر اين، هنگامى كه از متكلّمى گفتارى ارادى سر مىزند؛ اين گفتار نوعى رفتار است كه بايد از انگيزههاى متناسب با آن، نشأت بگيرد. براى هر گفتار ارادى- به عنوان يك رفتار- انگيزه متناسب آن است كه اوّلًا: با اراده معنا همراه باشد، ثانياً: به قصد تفهيم معنا به ديگرى باشد؛ يعنى: قصد تفهيم آنچه را كه مقتضاى دلالت تصوّرى گفتار است كرده باشد، ثالثاً: معناى تفهيم شده واقعاً و جدّاً مقصود باشد.
آنچه بر اين مدّعا- يعنى: نشأتگرفتن دلالتهاى تصديقى از استعمال و رفتارىبودن دلالتهاى تصديقى- دلالت مىكند، اين است كه: دلالتهاى تصديقى در ساير رفتارهاى ارادى نيز وجود دارد؛ نظير آنچه در مثال «اخم» و «لبخند» گفتيم. بنابر اين، دلالتهاى تصديقى، ناشى از وضع نيستند؛ بلكه ناشى از رابطه ذاتى عادى رفتارها با انگيزهها مىباشند كه در نتيجه آن «رفتار گفتارى ارادى»؛ يعنى: همان ايجاد ارادى لفظ موضوع بر معنا، يا به تعبيرى ديگر: «استعمال ارادى» دلالت بر انگيزههاى متناسب با آن خواهد داشت.