اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٩٦ - اشكال شهيد صدر
در حالى كه اگر صحّت قيد معنا باشد، بايد همان اوّلين وهله به ذهن آيد، نه با دو واسطه يا حتّى يك واسطه. و با توجّه به اينكه قيد صحّت چنين است، پس تبادر صحّت، صحّت ندارد.
اشكال حضرت امام، حاصلش اين است: صحّت و فساد از لواحق و توابع متأخّره معناى ذات «صلاة» است كه بر وجود صلاة مترتّب مىشود و وجود صلاة، خود متأخّر از ماهيت صلاة است. بنابر اين وصف صحت در ظرف تبادر معناى ماهيت «صلاة» نمىتواند همرديف موصوف و موضوع خود باشد، پس نمىتوان ادّعا كرد همانگونه كه ذات مسمّا متبادر است، صحّت نيز در همان ظرف تبادر، انسباق به ذهن پيدا مىكند.
لكن اين اشكال نمىتواند بر محقّق آخوند وارد باشد؛ زيرا تأخّر رتبى و عقلى يك مفهوم از مفهوم ديگر منافات با انسباق ذهنى در عرض واحد ندارد. زيرا اين تأخر رتبى بوسيله تحليل معنا بدست مىآيد. بنابر اين، به رغم تأخّر رتبى و عقلى مفهوم صحّت به يك مرتبه يا دو مرتبه مىتوان تبادر آن را از لفظ صلاة ادعا نمود.
اشكال شهيد صدر:
اشكال ديگرى بر ادّعاى تبادر، از سوى استاد شهيد صدر شده است كه حاصلش اين است: اين تبادر (يعنى تبادر صحّت)، مستند به حاق لفظ عبادت نيست؛ بلكه مستند به قرينه عامّهاى است كه حال مكلّف متشرّع است؛ زيرا براى مكلّف متشرّع آنچه مهم است، صلاتى است كه مبرئ الذمه باشد و آن صلاة صحيحه است[١].
اشكال استاد شهيد را بايد بدين شكل تكميل كرد كه با توجه به وجود اين قرينه حاليه عامه، استناد اين تبادر به حاق لفظ محرز نيست.
و در تقريبى ادقّ در دفع تبادر صحيح، مىتوان چنين گفت: براى اينكه معلوم شود كه قيد صحّت در معناى متبادر دخالت دارد، بايد چنين امتحان كرد كه لفظ «صلاة» را مثلًا در موردى كه فاقد قيد صحّت است بهكار بريم، چنانچه نياز بهقرينه داشت، معلوم مىشود ادّعاى «تبادر صحّت» صحيح است و الا فلا، در حالى كه بالوجدان العرفى و الارتكاز الشرعى استعمال لفظ
[١] . بحوث فى علم الأصول، ج ١، ص ٢٠٩.