اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٤٦ - تقسيم اجمال به اجمال بالقصد و اجمال بلا قصد
١) اجمال بالقصد: مقصود از اجمال بالقصد آنجاست كه متكلّم در مقام استعمال، لفظى را با قصد و عمد به نحو مجمل به كار برد. در گذشته گفتيم اجمال مطلق در كلام حكيم راه ندارد، بنابر اين در آنجا كه متكلّم حكيم، لفظى را با قصد و عمد به نحو مجمل به كار مىبرد، به طور حتم مبينى نيز براى آن در نظر گرفته و آن را در دسترس- حدّاقل- برخى از شنوندگان قرار مىدهد. اين نوع مجمل را مجمل بالقصد مىناميم.
٢) اجمال بلا قصد: اين نوع اجمال در آنجاست كه لفظى در مقام استعمال متكلّم اجمال نداشته و بعد از مقام استعمال دچار اجمال شده است. اجمال بعد الاستعمال مىتواند بدينگونه باشد كه متكلّم لفظ مجملى را همراه با قرينه مبين آن بيان كرده لكن قرينه مبين آن در جريان نقل ناقلين ساقط شده و به دست ما نرسيده است، و نيز مىتواند بدينگونه باشد كه لفظ در زمان استعمال بيش از يك معنا نداشته لكن به تدريج در معنا يا معانى ديگر به كار رفته و در نتيجه كثرت استعمال در معنا يا معان ديگر دچار اجمال شده است. اين نوع مجمل را مجمل بلا قصد مىناميم.
هر يك از اين دو نوع مجمل نيز به حسب نوع تبيينى كه همراه آن است به اقسام و انواعى تقسيم مىشود كه تفسير آن بيان خواهد شد:
در ما نحن فيه كه درباره قواعد تبيين اجمال بحث مىكنيم وجود دليل مبين مفروض گرفته مىشود و بحث در اينجاست كه در صورت دست يابى به دليل مبين قانون رفع اجمال از مجمل به وسيله مبين چيست؟ و از چه قواعدى در اين رفع اجمال بايد بهره جست؟ براى تبيين ضوابط و قواعد رفع اجمال به وسيله مبين لازم است. هر يك از انواع مجمل را به طور مستقل مورد بررسى قرار دهيم:
از آنچه گفتيم معلوم شد اقسام كلى مجمل سه دستهاند:
١. مجمل بالذّات مع القصد؛
٢. مجمل بالذّات بلا قصد؛
٣. مجمل بالعرض.