اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٣ - تبيين نظريه حكايت اعتبارى
هنگامى كه واضع پس از اعتبار حكايت، اراده انتقال اثر حكايت از صورت معنا به صورت لفظ مىكند و لفظ را به عنوان حاكى از معناى واقعى در آن معنا به كار مىبرد خاصيت حكايت درلفظ بوجود مىآيد، و لفظ نيز چون صورت معنا حاكى از واقع معنا مىشود. هنگامى كه سامع ملتفت به اعتبار متكلّم و حاكى قرار دادن لفظ از معنا توسّط او شد ذهن سامع نيز به تقليد طبيعى از متكلّم همين كار را انجام مىدهد، و اثر حكايتى صورت معنا را به صورت لفظ مىدهد و صورت لفظ براى سامع نيز خاصّيت حكايت از معناى خارجى مىيابد. حكايت لفظ از معنا در بدو امر نياز به التفات به اعتبار دارد تا ذهن حكايت لفظ از معنا را در هر نوبت از استعمال اراده كند؛ لكن پس از آنكه ذهن به طور مكرّر اين عمل را انجام داد مهارت در انجام اين عمل براى او حاصل مىشود، و در نتيجه به طور خودكار و بدون نياز به اعمال مؤونه و التفات، لفظ را حاكى از معنا قرار داده و در نتيجه، لفظ به طور مداوم براى ذهن كار حكايت را انجام خواهد داد.
در اينجا اشاره به اين نكته لازم است كه: التفات سامع به اعتبار حكايت لفظ از معنا، يك التفات خودكار و ارتكازى و سريعى است كه در نتيجه استعمال متكلم لفظ را در معنا در ذهن سامع صورت مىگيرد. اين التفات، عمل ساده و بسيطى است كه اذهان كودكان و نو آموزان لغت نيز به آن مىپردازد.
مرحله سوم: از آنچه در پاسخ پرسش فوق گفتيم، مرحله سوم حكايت لفظ از معنا (يا: مرحله سوم رابطه دلالت وضعى بين لفظ و معنا) روشن شد. مرحله سوم: مرحله مهارت ذهن در اعمال حكايت لفظ از معناى خارجى است. پس از آنكه در مرحله اوّل، اعتبار حكايت لفظ از معنا به وجود آمد؛ در مرحله دوم با به كار گيرى لفظ به عنوان حاكى، حكايت حقيقى- كه اثر آن اعتبار است- به وجود مىآيد. يعنى: با به كارگيرى لفظ به عنوان حاكى از معنا حكايت حقيقى لفظ از معنا بوجود مىآيد. در اين مرحله براى اينكه لفظ حكايت از معنا داشته باشد نياز به التفات به حكايت لفظ از معنا وجود دارد. در مرحله سوم- كه مرحله مهارت ذهن است- ذهن، به وسيله تمرين بسيار در اعمال حكايت صورت لفظ از معنا، به تدريج، بدون نياز به التفات به اعتبار حكايت، لفظ را حاكى از معنا مىبيند و اراده حكايت لفظ از معنا براى ذهن به مجرّد حضور صورت لفظ، حاصل مىشود.