اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١١٠ - \* دلالت تصورى و تصديقى
توسّط معلّم دلالت بر وجود قصد و اراده در اندرون معلّم دارد. اين نوع دلالت، «دلالت تصديقى نخستين» است؛
٢) معلّم، مقصود خود را از كشيدن عكس سيب توضيح داد. دانش آموزان دانستند معناى كار معلّم چيست؛ معناى كار معلّم آن بود كه به دانش آموزان نشان دهد كه كره زمين در دو قطب شمال و جنوب خود فرورفتگى دارد و صد در صد كروى نيست. در اينجا دانش آموزان، بهمعناى كارى كه معلّم كرد، پى بردند؛ يعنى: به معانى و مفاهيمى كه معلّم مىخواست آنها را به وسيله «رابطه دلالت ذاتى عكس سيب بر سيب» به دانش آموزان برساند، پى بردند.
در اينجا دلالت تصديقى ديگرى پديدار گشت، دلالت به كار گيرى رابطه دلالت ذاتى بر قصد تفهيم معانى و مفاهيمى كه دلالت گر (رفتار معين؛ نظير كشيدن سيب در مثال فوق) بر آنها دلالت دارد. از اين نوع دلالت به «دلالت تصديقى دوم» يا «ثانوى» تعبير مىكنيم.
به اين نوع دلالت، «تصديقى» مىگويند؛ زيرا موجب تصديق مخاطب به وجود اراده تفهيم معانى موجود در دلالتگر (لفظ يا رفتار معين) به دريافت كننده دلالت، توسط به كارگيرنده رابطه دلالى مىشود. و «تصديقى ثانوى» مىگويند؛ زيرا پس از دلالت تصديقى پيشين- يعنى: دلالت به كار گيرى دلالتگر (لفظ يا رفتار معين) بر وجود اراده به كار گيرى در دل به كار گيرنده- به وجود مىآيد و مترتّب بر آن مىباشد؛