اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٧ - بخش سوم اركان استعمال
بخش سوم: اركان استعمال
از آنچه در مباحث گذشته گفتيم معلوم شد كه استعمال ارادى تفهيمى جدّى- كه مىتوان از آن به استعمال كامل تعبير نمود[١]- چهار ركن اصلى دارد:
١) ايجاد كلام به وسيله متكلّم؛
٢) قصد معنا به وسيله متكلّم؛
٣) قصد تفهيم و خطاب- كه متوقّف بر وجود مخاطب است-؛
٤) اراده تفهيم جدّى.
ركن اوّل به سبب رابطه وضعى بين لفظ و معنا، منشأ دلالت تصورى مىشود كه كاشف از وجود رابطه وضعى و دليل بر آن است.
قاعده عقلى «قبح لَغويت در فعل حكيم» با تطبيق بر جنبه فردى گفتار ارادى كاشف از وجود ركن دوّم و دليل بر آن است و با تطبيق بر خطاب، يا جنبه اجتماعى گفتار ارادى كاشف از اراده خطاب و تفهيم معنا و در نتيجه، كاشف از وجود ركن سوّم است، و قاعده عقلايى «تطابق اثبات و ثبوت» كاشف از قصد جدّى معنا و نهايتاً كاشف از وجود ركن چهارم است. بنابر اين:
\* مبناى دلالت تصوّرى وضع است، و تبادر كاشف از آن است؛
\* مبناى دلالت تصديقى اول و دوم حكم عقلى است (حكم عقل به قبح لغو در فعل حكيم)؛
[١] . به دليل آنكه كامل ترين مقاصد استعمالى به وسيله آن تأمين مى گردد.