اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٩ - ١ عقل
قواعد عامّه دلالت لفظى استعمالى
مقصود از «قواعد عامه دلالت لفظى استعمالى» آن دسته از قواعد دلالت لفظى است كه به لفظ خاصى وابسته نيست و نتيجه استعمال و مربوط به آن است، و از صرف وضع براى معنا نشأت نگرفته است.
قواعد دلالت استعمالى برگرفته از دو منبع اصلى است:
١) عقل؛
٢) عرف.
١. عقل
مقصود از «عقل» در اينجا «عقل عملى» است كه حكم به حسن و قبح مىكند؛ زيرا دلالتهاى عقلى مبتنى بر عقل نظرى از مقوله دلالتهاى وضعى لفظى خارجاند و از دلالتهاى معنا بر معنايند- كه خارج از بحث ماست- و مقصود از «دلالت استعمالى ناشى از عقل» دلالتى است كه به سبب استعمال، در لفظ به وجود مىآيد؛ لكن منشأ آن، عقل است. يعنى: به سبب حكم عقل است كه استعمال لفظ منشأ چنين دلالتى مىشود.
از اينجا روشن مىشود كه اين نوع دلالت از جمله دلالتهاى لفظى است نه از دلالتهاى عقلى[١]. در مبحث «دلالت عقلى» در باره دلالتهايى بحث مىشود كه پس از كمال دلالت لفظ بر معناى خود و بر اساس تلازمى كه بين معناى لفظ و معناى ديگر وجود دارد شكل مىگيرند، و در حقيقت، دلالت مرحله دوم يا دلالت ثانوى هستند، در حالى كه آنچه در اينجا مورد بحث
[١] . كه در آينده در فصل ويژه« دليل عقل» و« قواعد دلالت عقلى» درباره آن، بحث خواهيم نمود.