اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٥ - \* اشكال محقق خوئى(رحمة الله عليه)
مفاهيم، اگرچه در عالم خارج وجود ندارد؛ لكن واقعيت دارد. يعنى وجود محكى عنه آنها به ذهن و اعمال قوه ذهنى وابسته نيست. مثلًا: (امتناع اجتماع نقيضين) حقيقتى است كه در صورت انتفاى ذهن نيز همچنان حقيقت است و حقيقت بودنش، وابسته به ذهن نيست. محكى عنه اين مفهوم، واقعيتى جدا از ذهن دارد؛ لكن اين واقعيت در عالم خارج نيست؛ بلكه در عالم نفس الامر است.
رابطه لفظ و معنا نيز بعد از وضع از اين قبيل است. اين رابطه، اگرچه با وضع و اعتبار به وجود مىآيد؛ لكن پس از آنكه واضع اين رابطه را اعتبار نمود؛ تلازمى بين لفظ و معنا به وجود مىآيد كه واقعى است و وابسته به لحاظ ذهن نيز نيست. لذا متعلّق علم و جهل مىشود و تقرّر واقعى دارد؛ اگرچه وجود خارجى ندارد[١].
\* اشكال محقّق خوئى (رحمة الله عليه):
محقّق خوئى (رحمة الله عليه) بر اين نظريه اشكال گرفتهاند كه:
\* اگر مقصود از ملازمه واقعى مورد ادعا بين لفظ و معنا: ملازمه بين لفظ و معنا به طور مطلق است- به گونهاى كه شامل عالم و جاهل به وضع باشد-؛ بطلان آن روشن است؛ زيرا معناى چنين ملازمهاى اين است كه چنين ملازمهاى براى ناآشناى به زبان نيز وجود داشته باشد؛ به گونهاى كه به مجرّد تصوّر لفظ؛ تصوّر معنا براى او حاصل گردد- كه بطلان آن بسيار روشن است-.
\* و اگر مقصود از ملازمه مورد ادعا: ملازمه بين لفظ و معنا براى خصوص عالم به وضع است كه چنين ملازمه اى، اگر چه مسلّم است؛ لكن متفرّع بر علم به وضع است؛ در حالى كه مورد بحث ما حقيقت خود وضع است![٢] و از آنجا كه اين ملازمه متفرّع بر علم به وضع است، بايد متأخّر از آن باشد؛ در حالى كه علم به وضع، متأخّر از اين ملازمه
[١] . مقالات الاصول، ج ١، ص ٦٢- ٦٥، تحقيق: مجمع الفكر الإسلامى.
[٢] . المحاضرات، ج ١، ص ٤٢- ٤٣.