اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٩ - \* اشكال محقق خوئى بر اين نظريه
تفاوتى كه در وضع بين اين دو علامت، وجود دارد اين است كه: علامتِ دالّ بر مسافت، در جهان خارج در محلّ معين گذاشته شده و اين گذاشتن يا وضع، در خارج و عين است؛ در حالى كه وضع لفظ بر معنا در ذهن است و لذا وضع در اينجا حقيقى نيست، اعتبارى است. پس وضع لفظ بر معنا، اعتبار ذهنى گذاشتنِ لفظ است بر معنا، جهت دلالت بر آن.
محقّق اصفهانى در تعليقه بر كفايه مىفرمايد:
فَتخصِيصُ الواضِعِ ليسَ إلّا اعتبارُ الارتِباطِ والاختصاصِ بينَ لفظٍ خاصٍّ ومعنىً خاصٍّ. ثُمَّ إنّه لا شُبهةَ فى اتحادِ حَيثيةِ دَلالةِ اللّفظِ عَلى مَعناهُ وَكونِهِ بِحيثُ ينتَقَلُ مِن سماعِهِ إلى مَعناهُ مَع حَيثيةِ دلالةِ سَائرِ الدَوالِّ كالعَلَمِ المنصُوبِ عَلى رأسِ فَرسَخٍ، فإنّهُ أيضاً ينتَقَلُ مِنَ النظرِ إليهِ إلى أنّ هذا الموضِعَ رَأسُ الفرسَخِ. غَايةُ الأمرِ أنَّ الوضعَ فيهِ حقيقى وفى اللّفظِ اعتبارى، بِمَعنى أنَّ كَونَ العَلَمِ مَوضُوعاً عَلى رَأسِ الفَرسَخِ خارجى، لَيسَ بِاعتِبارِ مُعتَبِرٍ؛ بِخِلافِ اللّفظِ فإنّهُ كأنّهُ وُضِعَ عَلى المَعنَى عَلامةً عَليه. فَشأنُ الوَضعِ اعتِبارُ وَضعِ لَفظٍ خاصٍّ عَلى مَعنَىً خَاصٍ[١].
\* اشكال محقّق خوئى بر اين نظريه:
محقّق خوئى بر اين نظريه دو اشكال مىگيرد:
اشكال اوّل: اينكه وضع- به تفسيرى كه در اين نظريه بيان شده است- معناى دقيق و پيچيدهاى است كه در فهم بسيارى از مردم نمىگنجد تا چه رسد اطفال و قاصرين! در حالى كه عمل وضع لفظ براى معنا، آنچنان ساده و بسيط است كه اطفال و قاصرين نيز آن را مىفهمند و آن را انجام مىدهند.
اشكال دوم: چنانچه وضع لفظ بر معنا از قبيل وضع علامات بود؛ بايد در اينجا- همچون علامات- سه ركن وجود داشته باشد:
١) موضوع كه خود علامت است؛
٢) موضوع عليه كه در علامت توقّف ممنوع يا مسافت، زمين است؛
[١] . حاشيه بر كفايه، ص ١٤.