اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤١ - ٢ تعريف صاحب قوانين(رحمة الله عليه)(مشهور)
مرحوم شيخ محمّد تقى اصفهانى (رحمة الله عليه) (صاحب هداية المسترشدين، حاشيه بر معالم) همين تعريف را به متأخّرين، نسبت مىدهد و مىگويد:
فَهُوَ عَلَى ما اختارَهُ جَماعَةٌ مِن المُتَأخِّرين: العِلمُ بِالقَواعِدِ المُمَهِّدَةِ لاستِنباطِ الأحكامِ الشَّرعِيةِ الفَرعِية[١].
در اين تعريف، به جاى «ادلّه» و «احوال» و «كيفيت دلالت آنها»: «علم به قواعد ممهده استنباط»، جايگزين شده است. به نظر مىرسد، دليل اين تغيير، اين بوده كه كلمه «قواعد ممهّده» تعبير جامعى است كه شامل همه آن بخشهايى كه در تعريف قبلى به طور عطف بر يكديگر آمده بود، مىشود و از اين نظر فنّىتر و مرحلهاى پيشرفتهتر است.
آقاى وهبة الزحيلى (عالم معاصر سنّى) نظير اين تعريف را به علماى اصول حنفى و مالكى و حنبلى، نسبت داده و مىگويد:
وعَرَّفَهُ عُلَماءُ الأصُول مِنَ الحَنَفيةِ والمالِكيةِ والحنابِلَةِ بِأنَّهُ: هُوَ القَواعِدُ الَّتى يوصِلُ البَحثُ فيها إلى استِنباطِ الأحكامِ مِن أدلّتِها التَفصيليةِ، أو: هُوَ العِلمُ بِهذِهِ القَواعِد[٢].
اين تعريف، در ميان اصوليين، شهرت يافت. مشهور اصوليين ما اين تعريف را پذيرفتند، تا دوران مرحوم آخوند خراسانى (رحمة الله عليه) كه اين تعريف را به دليل مشكلاتى كه داشت نپذيرفت، از جمله:
١) عدم شمول اصول عمليه، با آنكه بخش مهمى از اصول را تشكيل مىدهند؛
٢) به كارگرفتن واژه علم، نارساست؛ زيرا قواعد اصولى متعلّق علم و جهل هر دو، مىشوند و علم، دخلى در ذات قواعد اصولى ندارد؛
٣) قواعد اصول، آلت علم مىباشند، نه خود علم؛
[١] . هداية المسترشدين، ص ١٢.
[٢] . أصول الفقه الإسلامى، ج ١، ص ٢٤.