اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٣ - انواع دلالت تهيؤى(قوه دلالت)
٤) تهيؤ دلالت بر لوازم و توابع معناى مجازى: نظير تهيؤى كه در نتيجه همان وضع در لفظ اسد براى دلالت بر شجاعت «رجل شجاع» حاصل مىشود.
براى توضيح بيشتر، مثالى مىآوريم: لفظ «زكاة» در زبان عربى در اصل، بهمعناى: نقاوت و پاكيزگى مادّى زرع و كشت از خار و خاشاك است، و «تزكيه» بهمعناى: تطهير از اين آلودگىها است. قوه دلالت در لفظ «زكاة» بر «نقاوت مادّى» از خار و خاشاك به وسيله وضع، حاصل شده است. لكن، لازم نقاوت و پاكى از خار و خاشاك: رشد و نموّ است؛ زيرا با ازاله خار و خاشاك- كه مانع رشدند- راه رشد و نموّ باز مىشود و رشد كشت و زرع محقق مىشود. وضع لفظ «زكاة» براى «نقاوت»- كه همان زوال خار و خاشاك و موانع و مزاحمات است- در اين لفظ، قوه دلالت بر لازم آن (رشد و نمو) به وجود آورده است؛ كه به مجرّد استعمال لفظ «زكاة»- علاوه بر آنكه: دلالت لفظ «زكاة» بر «نقاوت» از خار و خاشاك و زوال آلودگىها و موانع رشد و نمو، فعلى مىشود- دلالت فعلى ديگرى نيز، بر: رشد و نموّ خواهد داشت.
از سويى ديگر، لفظ «زكاة» كه در اصل، بهمعناى: زوال خار و خاشاك يا موانع مادّى رشد و نموّ است مجازاً در زوال موانع معنوى رشد و نموّ نفس آدمى به كار مىرود، و لازم اين معناى مجازى رشد و نموّ نفس است. در نتيجه وضع لفظ «زكاة» براى معناى حقيقى آن كه زوال موانع مادّى است، قوه دلالت بر معناى مجازى كه رفع موانع معنوى رشد نفس آدمى است و به تبع آن قوه دلالت لفظ «زكاة» بر رشد و نموّ معنوى نفس آدمى حاصل مىشود. بنابر اين، در نتيجه همان وضع اوّلى قوهاى در لفظ «زكاة» به وجود مىآيد كه هنگامى كه گفته مىشود «نفس زاكيه»، «زاكيه» در اينجا بهمعناى: «ناميه» و «ساميه» و «راقيه» به كار رفته كه همان لازم معناى مجازى آن است.
اكنون كه آثار و نتايج قهرى وضع معلوم گشت كه همان پيدايش قوهها و استعدادهاى چهارگانه دلالت لفظ است بر معنا يا به تعبيرى ديگر قوهها و استعدادهاى چهارگانه حكايت لفظ است از معنا، نوبت آن است كه همان گونه كه عنوان اين بحث است به قواعد عام دلالت وضعى كه متفرّع بر قانون وضع مىباشند بپردازيم: