اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٣٧ - نوع دوم دلالت استعمالى تصورى با منشأيت عرف لغوى عام
نوع دوم: دلالت استعمالى تصوّرى با منشأيت عرف لغوى عام:
تأثيرگذارى عرف عامّ اهل لغت در مدلول تصوّرى لفظ به يكى از سه طريق انجام مىگيرد:
طريق اوّل: انصراف: در آنجا كه لفظى در معنايى غير از موضوع له به گونهاى به كار رود كه ميان لفظ و معنا در ذهن اهل زبان انسى حاصل گردد كه از لفظ بدون نياز به قرينه به معنا منتقل شوند، در اين صورت، بين لفظ و معنا رابطهاى غير وضعى حاصل مىشود كه از آن به «انصراف» يا «انصراف عرفى» تعبير مىشود، و منشأ آن انس ذهنى لدى العُرف اللغوى العامّ است. اين انس ذهنى، ممكن است به سبب عامل كمى تحقق يابد كه همان «كثرت استعمال» است، و ممكن است به سبب عامل كيفى تحقق يابد؛ يعنى «اقتران لفظ با معنا در شرايطى خاص و استثنايى» شكل بگيرد كه موجب انس ذهنى ميان لفظ و معنا بشود؛ نظير دلالت لفظ (أَهْلِ الْكِتابِ)[١] در قرآن كريم بر «خصوص اتباع اديان آسمانى يهوديت و مسيحيت»، و يا دلالت لفظ (الْأُمِّيِّينَ)[٢] يا «امّى» بر «خصوص اعراب جاهلى جزيرة العرب»[٣].
انصراف چند نوع است:
١) انصراف لفظ موضوع براى معناى كلى در مصداق معين؛ نظير انصراف كلماتى همچون: «رسول» نزد مسلمين در وجود مقدّس رسول خاتم، محمّد مصطفى (ص)
[١] . سوره بقره: ١٠٥، ١٠٩؛ سوره آل عمران: ٦٣، ٦٤، ٦٨، ٦٩ و ...
[٢] . سوره آل عمران: ٢٠، ٦٥؛ سوره جمعه: ٢.
[٣] . درباره انصراف، در آينده به مناسبت« اطلاق و تقييد» توضيح بيشترى خواهيم داد.