اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٤٧ - ١ وجود معانى مخترعه شرعيه
الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ\* لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ)[١] روشن است كه مقصود از (ما يُقالُ لَكَ) قرآن كريم است[٢]. بنابر اين، به مقتضاى دلالت اين آيه كريمه، آنچه در قرآن آمده است از جمله تشريعاتى نظير تشريع صلاة و صوم و زكاة و حج و ..، در اديان قبل از اسلام و در شرايع آسمانى قبل از شريعت اسلام نيز آمده بوده؛ اگر چه جزئيات و تفاصيل آنچه در اسلام آمده با آنچه در شرايع قبل بوده متفاوت است و لكن ماهيت آنچه در اين شريعت آمده با آنچه در شرايع پيشين آمده است، متّحد است. و نيز آيه كريمه: (شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى)[٣] كه همان مضمون آيه ما قبل را مورد تأييد و تأكيد قرار مىدهد؛
٢) آيات كريمه قرآنى كه دلالت بر اين دارند كه در شرايع پيشين نيز نظير همين معانى و اعمال شرعيه وجود داشته و از سوى خدا بر امم پيشين و انبياى آنان نازل شده است؛ نظير آنجا كه خدا فرمود: (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ)[٤] و از
[١] . همان: ٤١- ٤٢.
[٢] . مؤيد تفسير فوق آيه ٣ سوره شورى است كه فرمود:( كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) و سپس آيه ٧ كه فرمود:( وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا). نيز آيه ٢٦ سوره نساء:( يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ) و نيز مؤيد ديگر اين است كه در زبان عرب آنجا كه كلمه« قول» به وسيله لام متعدّى مىشود، مدخول لام مخاطب به قول است و در قرآن كريم نيز هر جا« قول» به لام متعدى شده مدخول لام مخاطب قول بوده است نظير:( وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ..) و غير آن و هر جا مراد از قول اتهام باشد حرفى كه براى تعديه به كار برده مى شود« على» است؛ نظير: وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً بنابراين، مراد از( مَا يقَالُ لَكَ) اشاره به اتهام كافران به رسول اكرم؟ ص؟ نيست؛ بلكه مراد همان قرآن و وحى خداست كه بر رسول اكرم؟ ص؟ شده است.
[٣] . سوره شورى: ١٣.
[٤] . سوره بقره: ١٨٣.