اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤١ - دفع صحيح اشكال
تصريح به وقوع نوعى ابهام و اجمال شده است آنجا كه فرمود: (مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ).[١]
سنجش پاسخ محقّق خوئى:
حقيقت اين است كه هر دو بخش پاسخ سيدنا الاستاذ الخوئى محلّ اشكال است:
\* امّا بخش اوّل: با قرائن حاليه، اگر چه كلام افزايش نمىيابد؛ لكن مؤونه زايد بر اصل لفظ، إعمال مىشود، و اشكال همچنان باقى خواهد ماند كه اعمال مؤونه زائد، غير ضرورى و غير مفيد است؛
\* و امّا بخش دوم: سخن استاد در صورتى پاسخ اشكال خواهد بود كه اجمال و ابهام مطلق حكيمانه باشد، در حالى كه اجمال و ابهام مطلق معقول نيست، آنچه معقول است و با حكمت استخدام الفاظ سازگار است اجمال نسبى و جزئى است. و به ديگر سخن: اگر مراد اجمال مطلق يعنى اتيان به لفظ مشترك بدون هيچ قرينه دال بر مقصود باشد كه با حكمت كلام در وضع الفاظ ناسازگار است. و اگر مراد اجمال نسبى است يعنى قرينه باشد لكن قرينهاى كه هر كس آن را نداند و براى برخى مفهوم باشد و براى برخى ديگر نامفهوم، يا در زمانى نباشد و در زمانى ديگر باشد، يا در مكانى نباشد و در مكانى ديگر باشد. اين نوع اجمال است كه معقول است؛ لكن اين اجمال رفع اشكال تطويل نمىكند چون به هر حال لفظ براى افاده مقصود نيازمند قرينه شده است.
دفع صحيح اشكال:
دفع صحيح اشكال اين است كه:
\* اولًا: چنين نيست كه همه جا تطويل بر خلاف حكمت باشد، بلكه بسيار اتفاق افتد كه غرض حكيمان به تطويل در سخن تعلق گيرد، يا به سبب تعلق قلب متكلم به كلام با مخاطب، جهت مؤانسه كما يتفق بين الحبيب و المحبوب، يا به سبب تحقق
[١] . سوره آل عمران: ٧.