اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٢ - انواع دلالت تهيؤى(قوه دلالت)
١) قواعد عام دلالت لفظى ناشى از ركن نخستين دلالت؛ يعنى: وضع؛
٢) قواعد عام دلالت لفظى ناشى از ركن دوم دلالت؛ يعنى: استعمال.
ركن اوّل (يعنى: وضع) چيزى جز همان اعتبار حكايت لفظ از معنا نيست.
اعتبار حكايت لفظ از معنا ممكن است از سوى يك فرد آغاز شود؛ لكن هنگامى كه اين اعتبار مورد پذيرش عرف جامعه قرار مىگيرد به «لغت» تبديل مىشود، و وضع به قانون مورد پذيرش آن جامعه مبدّل مىگردد.
همانگونه كه اشاره كرديم: آنچه بر «وضع لفظ براى معنا» مترتّب مىشود، يا به تعبير ديگر: نتيجه وضع، تهيؤ لفظ براى دلالت بالاستعمال- يا امكان و استعداد و قوه دلالت لفظ بر معنا به سبب استعمال- است. اين قوه، قوه قريبه به فعل است، بدين معنا كه شرطى براى فعليت يافتن به جز استعمال ندارد. در حقيقت، وضع، تهيؤى در لفظ به وجود مىآورد كه به مجرّد استعمال دلالت فعلى بر معنا پيدا مىكند. اين تهيؤ يا امكان و استعداد و قوه چند نوع است و به حسب تنوع تهيؤات يا استعدادها يا تنوّع امكانهايى كه در نتيجه وضع در لفظ به وجود مىآيد قوانينى نزد عقلاء براى سامان دهى اين تهيؤات يا استعدادها بالتبع جعل شده است كه از لوازم قهرى جعل نخستين، يعنى قانون وضع، يا اعتبار حكايت لفظ از معناست. از اين قوانين مىتوان به اعتبارات و قوانين تبعى وضع يا به عبارتى ديگر دنبالههاى قانون وضع تعبير نمود.
اصلىترين انواع تهيؤ و استعدادى كه در نتيجه وضع، در لفظ پديد مىآيد عبارت است از:
١) تهيؤ دلالت بر معناى حقيقى (تهيؤ دلالت حقيقى): نظير تهيؤى كه در نتيجه وضع در لفظ اسد براى دلالت بر حيوان مفترس- به مجرّد استعمال- به وجود مىآيد، اين تهيؤ بهوسيله وضع در لفظ اسد حاصل مىگردد؛
٢) تهيؤ دلالت بر لوازم و توابع معناى حقيقى: نظير تهيؤى كه در نتيجه همان وضع در لفظ اسد براى دلالت بر معناى قوت و شجاعت حاصل مىشود؛
٣) تهيؤ دلالت بر معناى مجازى به كمك قرينه (تهيؤ دلالت مجازى): نظير تهيؤى كه در نتيجه همان وضع، در لفظ «اسد» براى دلالت بر «رجل شجاع»، به سبب استعمال مقترن به قرينه حاصل مىشود؛