اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦١ - ١ دلالت رمزى لفظى وضعى
قاعده نهم: قاعده دلالت لفظى رمزى (سمبليك)
يكى از قواعد مهمّ دلالت ناشى از وضع، قاعده «دلالت لفظى رمزى» يا «سمبليك» است. دلالت رمزى، نوعى از دلالت لفظى در مقابل دلالت لغوى است.
دلالت رمزى لفظى بر سه نوع كلّى است:
١) دلالت رمزى لفظى وضعى؛
٢) دلالت رمزى لفظى ذاتى؛
٣) دلالت رمزى لفظى استعمالى.
١. دلالت رمزى لفظى وضعى:
اين نوع از دلالت رمزى لفظى با دلالت لغوى از دو جهت تشابه دارد:
١) دلالت رمزى لفظى وضعى- نظير دلالت لغوى- مبتنى بر رابطه وضعى بين لفظ و معناست. بنابر اين، در دلالت رمزى وضعى لفظى؛ همچون دلالت لغوى اعتبار حكايت لفظ از معنا- كه حقيقت وضع است- وجود دارد. مثلًا آنجا كه حرف «ج» يا «X» براى دلالت بر مجهول در معادله رياضى به كار گرفته مى شود وضع و قرار داد و اعتبارى وجود دارد كه به موجب آن حرف «ج» يا «X» دلالت بر مجهول دارد؛
٢) در دلالت رمزى لفظى وضعى- همانند دلالت لغوى- از «دالّ لفظى» استفاده مىشود و به عبارتى ديگر: اين دو نوع دلالت در نوع «موضوع» يا در نوع «دال» با يكديگر متشابه و متماثل مىباشند.