اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٧ - \* دلالت به حمل اولى و حمل شايع
«سوزاندن» رابطهاى دارد كه اين رابطه ذاتى، منشأ رابطه دلالى ميان صورت ذهنى آتش و صورت ذهنى سوزاندن شده است. اين رابطه ذاتى، گاه نتيجه رابطه علّيتى است كه ميان دو شيى ء وجود دارد كه يكى علّت است و ديگرى معلول آن و گاه نتيجه رابطهاى از نوع ديگر است كه همچون رابطه عليت به اراده انسان بستگى ندارد؛ لذا از اين دو نوع رابطه، به رابطه «پيش وضعى» يا: «رابطه ذاتى» تعبير مىكنيم كه منشأ «دلالت ذاتى» است.
در رابطه با دلالت ذاتى نكات ذيل را متذكر مىشويم:
١) پيدايش اين نوع دلالت بر وجود جامعه توقّف ندارد. فرد تنهاى انسان نيز مىتواند رابطه دلالت ذاتى بين اشياء را به كار گيرد و از آن بهره مند شود؛
٢) اساس اين نوع دلالت، «عمل ذهن» است. يعنى رابطه بين دالّ و مدلول رابطهاى است كه در ذهن به وجود مىآيد؛ نظير رابطه ميان صورت علّت و صورت معلول؛
٣) دلالت ذاتى به اراده انسان بستگى ندارد. رابطه دلالت ذاتى بدون دخالت عنصر اراده شكل مىگيرد و به همين دليل در آنجا كه دالّ- به دلالت ذاتى- از موجودى بدون اراده سرزند به هماناند ازه بر مدلولش دلالت دارد كه از موجودى با اراده سرزند. صداى شكستن ليوانى كه از روى ميز بر زمين مىافتد بر سقوط ليوان و برخورد آن با زمين و سپس خرد شدن آن دلالت دارد و در اين دلالت تفاوت نمىكند چه آنكه سقوط ليوان با اراده كسى انجام گرفته باشد يا آنكه در نتيجه وزش باد و ليز بودن سطح ميز صورت گرفته باشد؛
٤) در دلالت ذاتى دو طرف اصلى دلالت (دال و مدلول) صورت ذهنىاند كه به دليل حكايت از ماوراى خود منشأ دلالت دالّ بر وجود خارجى مدلول (در دلالت به حمل شايع) يا بر وجود ذهنى مدلول (در دلالت به حمل اوّلى) مىشود. اين نوع دلالت جز آن است كه از آن به حكايت از ماوراى خود تعبير كرديم، و از همين جا تفاوت بين حكايت و دلالت معلوم مىشود.