اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٩ - \* دلالت تصورى و تصديقى
در اين دلالت- كه دلالت ذاتى نظير دلالت «صورت آتش» بر «سوزاندن آتش» نيز از همين قبيل است- طرفين رابطه دلالى (يعنى: دالّ و مدلول)،- همان گونه كه اشاره كرديم- از مقوله تصوّرند؛ لهذا از اين نوع دلالت، به «دلالت تصوّرى» تعبير مىشود.
اين دلالت تصورى آنگونه كه در مبحث مجاز توضيح خواهيم داد، به دو گونه است:
١) دلالت تصورى اول: كه دلالت لفظ است بر «معناى حقيقى»؛
٢) دلالت تصورى دوم: كه دلالت لفظ است بر «معناى مجازى».
٢- دلالتى از نوع ديگر وجود دارد كه فراتر از دلالت تصوّرى است و آن دلالت به كار گيرى دلالت تصوّرى بر اراده به كار گيرى آن در جهت مقصدى از مقاصد به كارگيرنده است. بهكارگيرى عالمانه و قاصدانه دلالت تصوّرى، بر اراده به كار گيرى رابطه دلالت تصوّرى توسّط به كار گيرنده آن دلالت دارد.
معلّمى سر كلاس مىخواهد براى دانش آموزان مطلبى را توضيح دهد، ابتدا عكس سيبى را روى تابلو مىكشد. دانش آموزان با ديدن عكس سيب به دو چيز پى مىبرند:
١) تصوّر سيب در ذهن آنان نقش مىبندد. نقش بستن صورت سيب در ذهن دانش آموزان، پس از ديدن عكس سيب، دلالت تصوّرى ذاتى است؛
٢) دانش آموزان (مخاطبان معلم) از به كار گيرى اين دلالت ذاتى (كشيدن عكس سيب بر لوح كه صورت سيب را در ذهن دانش آموزان تداعى نمود) پى مىبرند كه معلّم، خواستهاى دارد و به كارگيرى دلالت تصورى را با خواست و اراده انجام داده است.
اين دلالت نوع دوم، «دلالت تصديقى» است؛ يعنى: موجب تصديق مخاطب (شنونده يا بيننده) به وجود اراده به كارگيرى رابطه دلالت تصوّرى است.
اين نوع دلالت- يعنى: دلالت به كارگيرى رابطه دلالت تصورى بر وجود ارادهاى در طرف به كارگيرنده آن رابطه دلالى؛ كه از آن به دلالت تصديقى تعبير كرديم- خود بر سه نوع است:
١) به محض آنكه معلّم، دلالت ذاتى تصوّرى را به كارگرفت (يعنى: عكس سيب را كه موجب پيدايش تصوّر سيب، در ذهن دانش آموزان شد كشيد)، دانشآموزان دانستند معلّم اين كار را با خواست و اراده خود انجام داده. بنابر اين، به كار گيرى دلالت تصوّرى