اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٢ - تبيين نظريه حكايت اعتبارى
جمعى، در صورتى حاصل مىشود كه جمع كثيرى از مردم، اعتبار را بپذيرند و بر آن ترتيب اثر دهنديعنى لفظ را به عنوان حكايت از معنا در معنا به كار برند و اين پذيرش جمعى، نياز به مرور زمان دارد. در آنجا كه اعتبار فردى است و نتيجتاً دفعى است وضع تعيينى است و آنجا كه اعتبار دسته جمعى و نتيجتاً زمانبر است وضع تعينى است.
مرحله دوم: مرحله «تأثير اعتبار حكايت» در برقرارى رابطه حكايت حقيقى بين لفظ و معناست كه به وسيله استعمال انجام مىگيرد. ذهن بشر خلاق و آفريننده است و مىتواند با اراده نقل خاصّيت حكايت از صورت معنا به صورت لفظ، اين خاصّيت را حقيقتاً در صورت لفظ به وجود آورد؛ لكن، در بدو امر اين انتقال خاصّيت نياز به التفات و اراده انتقال اين اثر و اعمال مؤنه استعمال دارد، پس از آنكه ذهن تمرين كرد و اين خاصّيت حكايت را بارها به وسيله استعمال تجربه كرد مهارت پيدا مىكند به گونهاى كه بدون نياز به تأمل و سنجش اثر حكايت از معنا به لفظ منتقل مىشود. انتقال اين حكايت حقيقى از ذهن متكلّم به ذهن سامع- چه كودك و چه بزرگ- به وسيله تقليد انجام مىگيرد. وقتى كه سامع بوسيله استعمال دانست و ملتفت شد كه لفظ معينى حاكى از معناى معينى است؛ ذهن او به تقليد از متكلّم حكايت لفظ را از معناى معين مىپذيرد. يعنى: ذهن سامع، لباس حكايت حقيقى بين صورت ذهنى معنا و واقع خارجى را بر صورت لفظ نسبت به معنا مىپوشاند و آن را حاكى از معناى خارجى مىبيند.
در اين مرحله، انتقال ذهن سامع از لفظ به معنا، نتيجه تقليد طبيعى است و متوقّف بر التفات سامع به حاكى بودن لفظ از معناست كه به وسيله استعمال صورت مىگيرد.
در اينجا اگر سؤال شود: اعتبار حكايت لفظ از معنا چگونه مىتواند حالت حكايت حقيقى لفظ را از معنا، در لفظ به وجود آورد؟ در پاسخ بايد گفته شود: ملاك اين انتقال اثر، ذهن است يعنى اگر در ذهن انگيزه واقعى به وجود آمد كه اثر يك صورت ذهنى را به يك صورت ذهنى ديگر منتقل كند مىتواند و نيز در آنجا كه همراه با اقتران مكرّر يك صورت با صورت ديگر اثر يك صورت به صورت ديگر منتقل مىشود اگر اراده ذهن در كار نباشد اثر منتقل نمىشود.