اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٤ - ١ مسلك جعل تلازم واقعى
٢. نظريه علامه طباطبايى: «اعتبار وحدت لفظ و معنا»؛
٣. نظريه «آليت لفظ براى معنا»؛
٤. نظريه محقّق صدر (رحمة الله عليه): «قرن اكيد»؛
٥. نظريه مختار: «اعتبار حكايت».
[١]: مسلك جعل تلازم واقعى
محقّق عراقى (رحمة الله عليه) معتقد است: رابطه بين لفظ و معنا، نوعى تلازم واقعى است كه سبب پيدايش آن، وضع است. بنابر اين، «وضع»، عبارت است از: جعل تلازم واقعى بين لفظ و معنا.
براى توضيح اين نظريه، مقدمهاى را بايد بيان كنيم:
از ديدگاه محقّق عراقى، مفاهيم ذهنى- از لحاظ نحوه وجود «محكى عنه»- به سه دسته قابل تقسيماند:
١) مفاهيمى كه وجود محكى عنه آنها در ظرف خارج است. نظير: مفهوم درخت، انسان، شمس، قمر و امثال آنها. اين دسته از مفاهيم، همگى مفاهيمى هستند كه از موجوداتى حكايت مىكنند كه وجود خارجى دارند؛
٢) مفاهيمى كه وجود محكى عنه آنها متقوّم به ذهن است و در خارج وجود ندارند. اين دسته از مفاهيم، قوامشان به لحاظ ذهنى است، به گونهاى كه با انتفاى لحاظ ذهنى، وجود محكى عنه آنها منتفى مىشود. مفاهيمى نظير غول، سيمرغ و عنقا از اين قبيلاند. بلكه مفاهيمى نظير: فصل و جنس و كلّى و جزئى نيز از همين قبيلاند؛ زيرا اگرچه مفاهيم دسته اخير (فصل و جنس و ساير مفاهيم منطقى از اين دست) از حقايقى برون از ذهن انتزاع شدهاند؛ لكن مع الوصف، قوام آنها به انتزاع ذهنى است و بدون اين انتزاع ذهنى، وجود و تقرّرى ندارند؛
٣) مفاهيمى كه وجود خارجى ندارند؛ لكن وجود محكى عنه آنها به لحاظ ذهنى و اعمال قوه ذهن نيز بستگى ندارد؛ بلكه مفاهيمى هستند مستقل از لحاظ ذهن كه در صورت انتفاى ذهن و لحاظ ذهنى منتفى نخواهند شد. محكى عنه اين دسته از