اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٣ - ٢ تقسيم محقق اصفهانى(رحمة الله عليه)
«ترتّب» كه نظير ساير مباحث اصولى لفظى دخل مستقيمى در اثبات حجّت بر حكم شرعى و اثبات صحّت فعل ضد عبادى واجب اهم در فرض عصيان واجب اهم دارد؛
٣. اساس تقسيم و وجه منطقى ارتباط مباحث با يكديگر و تقدّم برخى بر ديگرى در اين تقسيم بندى، نامعلوم است و اينكه به دليل «شرافت مباحث عقلى» آنها را بر ساير مباحث مقدّم شمردهاند وجه عجيبى است كه به خطابه بيشتر شباهت دارد تا برهان!! مگر شرافت يك بحث مىتواند دليل تقديم آن بحث بر ساير مباحث در ترتيب و تبويب مباحث يك علم باشد؟
٤. بيرون شمردن مباحث مربوط به «برائت و اشتغال» از زمره مباحث اصولى به دليل اينكه نتيجه اين دو اصل حكم فقهى است و اينكه واسطه استنباط حكم فقهى قرار نمىگيرند، مطلب ناموجّهى است؛ زيرا همان گونه كه به مناسبتى اشاره كرديم، در مباحث اصول عمليه، بحث درباره خود حكم الزامى حرمت و وجوب يا حكم اباحه و عدم تكليف الزامى نيست، بلكه درباره اثبات دليلى است كه اثبات كننده وظيفه عملى است؛ چه آنكه مفادش عدم الزام يا الزام باشد. پس آنچه محطّ نظر اصولى در اين بحث است؛ قواعد اثبات دليل بر وظيفه عملى است نه خود وظيفه عملى كه اثبات آن كار فقيه است؛
٥. طبق تقريرى كه محقّق اصفهانى (رحمة الله عليه) از مباحث لفظيه نمودهاند و مباحث لفظيه را به سه قسم تقسيم كردهاند (مجعولات شرعيه من حيث أنفسها، مجعولات شرعيه من حيث تعليقها على شرط أو وصف و موضوعات مجعولات شرعيه من حيث العموم والخصوص والإطلاق والتقييد والإجمال والبيان)- طبق اين تقرير- ادراج اين مباحث تحت عنوان «مباحث لفظى» وجهى ندارد، زيرا اين نحوه تقرير، نقشى براى دلالت لفظى در نظر نمىگيرد و همه نقطه ارتكاز بحث را بر مفاهيم الفاظ من حيث هى مفاهيم قرار داده و مجعولات شرعيه يا موضوعات مجعولات شرعيه را مورد توجّه قرار مىدهد.