اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٥٩ - \* چند تأمل در كلام آخوند و شهيد صدر
گفته شد: مناسبت مصحّح استعمال مجازى، قوه حكايتى است ذاتى كه در معناى حقيقى از معناى مجازى وجود دارد كه موجب قوه حكايتى ثانوى در لفظ نسبت بهمعناى مجازى مىشود. اين قوه حكايت گاهى به طور ترتبى از معناى مجازى بهمعناى ديگر سرايت مىكند؛ بدين معنا كه احياناً معناى مجازى اول نيز- همچون معناى حقيقى نسبت بهمعناى مجاز اوّل- قوه حكايت از معناى مجازى ديگرى دارد كه سبب مىشود لفظ قوه حكايت مع الواسطهاى نسبت بهمعناى مجازى دوم پيدا كند. اين قوه حكايت، مترتّب بر قوه حكايت دوّم است كه قوه حكايت معناى حقيقى است از معناى مجازى كه اين نيز مترتّب بر قوه حكايت لفظ است از معناى حقيقى. بنابر اين نظريه، معناى مجازى اوّل اولى از معانى مجاز ديگر است؛ زيرا حكايت لفظ از معانى ديگر مترتّب بر حكايت آن است از معناى مجازى اوّل؛ لكن بر مبناى ساير نظرياتى كه در مسأله مجاز وجود دارد، تصوّر مجاز اولى بى اشكال نيست؛ زيرا مناسبتى كه بين معناى مجازى اوّل و معناى مجازى دوم وجود دارد اگر موجب مناسبت معناى دوم با معناى حقيقى بشود كه ترتب مَجازات حاصل نمىگردد؛ بلكه مجاز دوّم نيز همچون مجاز اوّل داراى علاقه مصحّحه استعمال مجازى است و مجاز اولى مجال تحقق ندارد. و اگر مناسبت بين معناى مجازى اوّل و معناى مجازى دوم موجب مناسبت معناى مجازى دوّم با معناى حقيقى نشود علاقه مصحّحه وجود ندارد پس مجاز ثانى صحيح نيست؛
٢) مجاز اولى را بر هر مبنا تصور كنيم تصوّر تأثير و دخل صحّت يا اعمّيت در اولويت معنا مشكل است؛ زيرا اگر مبناى صحّت مجاز قوه حكايت ذاتى باشد- چنانكه مختار ماست- ملاك اولويت ترتّب حكايت ذاتى است و صحيح بودن يا اعم بودن معناى مجازى دخلى در حكايت معناى حقيقى از معناى مجازى يا اولويت حكايت معناى حقيقى از معناى مجازى ندارد؛ زيرا همانگونه كه در گذشته گفتيم: ملاك حكايت يك معنا از معناى ديگر، نوعى حكايت ذاتى معناى اوّل نسبت بهمعناى دوم است كه ربطى به صحّت و اعمّيت ندارد. و اگر مبناى صحّت مجاز مناسبت باشد، اولويت مجاز اوّل