اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧٩ - اشكالات مطلب اول
در كار نيست تا گفته شود با مجاز در تطبيق تناسب دارد نه با مجاز در لفظ. اضافه بر اين، مبالغه در جايى ممكن است كه معناى لفظ داراى شدت و ضعف و يا قلّت و كثرت باشد در حالى كه مجاز در بسيارى موارد در معنايى به كار مىرود كه شدت يا كثرتپذير نيست و جايى براى مبالغه ندارد نظير: (اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)[١] يا (يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ)[٢] كه در اين گونه موارد لفظ در ذات اقدس حق يا در فعل او بكار رفته است، و ذات خدا يا فعل او در بالاترين مراتب معانى قرار دارند كه از آن بالاترى تصور نمىشود. بنابر اين در آيه نخست نمىتوان گفت استعمال «نور» در ذات مقدس حق تعالى نشاندن معناى ذات خدا به جاى معناى نور است و مبالغه در معناى ذات خدا بكار رفته كه او را «نور» دانستهاند، يا در آيه دوم مبالغهاى در معناى قدرت الهى صورت گرفته كه از آن به «يد» تعبير شده است.
اشكال دوّم: در برخى موارد دلالت مجازى، مجاز در تطبيق موجب اشمئزاز طبع و نفرت ذوق است در حالى كه مجاز در لفظ با تفسيرى كه در گذشته بيان كرديم موافق طبع و مناسب ذوق است. كه خود نشانه بطلان نظريه نفى مجاز است؛ مثلًا در اين بيت شعر كه شاعر تازى در وصف قوم خود مىگويد:
|
صالوا وجادوا وضاؤوا واحتبوا فهُمُ |
اسدٌ ومزنٌ وأقمارٌ وأجبالُ[٣] |
|
در مصرع اوّل چهار فعل به كار برده شده:
١) صالوا؛ يعنى: حمله كردند كه مراد اشاره به شجاعت آن قوم است؛
٢) جادوا؛ يعنى: بخشيدند كه اشاره به سخاوت آن قوم است؛
٣) ضاؤوا؛ يعنى: درخشيدند كه اشاره به زيبايى آنان است؛
[١] . سوره نور: ٣٥.
[٢] . سوره فتح: ١٠.
[٣] . أنوار الربيع، ج ٦، ص ١٢٣