اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٧ - ٣ تقسيم محقق خوئى(رحمة الله عليه)
٤) بيرون شمردن مبحث حجّيت ظهور و تعارض (يا تعادل و تراجيح) از مباحث اصول وجهى ندارد. امّا حجّيت ظهور: زيرا وضوح و بداهت عرفى وعقلايى آن، دليل استغناى از بحث درباره آن نيست؛ زيرا وضوح عرفى و عقلايى با وضوح علمى و منطقى متفاوت است. حجّيت ظهور اگر چه به طور اجمال وضوح عرفى و عقلايى دارد؛ لكن اسباب و ملاكات آن و نتايج و آثار مترتّبه بر آن و حدود و خصوصيات آن، روشن نيست و مراد از وضوح علمى، وضوح شىء به لحاظ همين جهات است. مرحوم محقّق خوئى خود اعتراف مىكند كه درباره حجّيت ظهور در برخى موارد ميان محقّقان اختلاف نظر است و سه مورد از اختلاف نظر در اين زمينه را متعرّض مىشوند:
١. آيا حجّيت ظهور مشروط به ظنّ به وفاق يا عدم ظنّ به خلاف مىباشد يا نه؟
٢. آيا ظواهر كتاب حجّت است؟
٣. آيا حجّت ظواهر مختصّ به «من قُصد إفهامه» مىباشد يا نه؟
اختلافى كه در اين سه مورد وجود دارد- و محقّق خوئى نيز بدان اقرار دارد- نشانه همان است كه گفتيم، يعنى اينكه ظهور و وضوح عرفى و عقلايى حجّيت ظهور، با ظهور و وضوح علمى آن متفاوت است و آنچه در اين زمينه واضح و ظاهر است: وضوح عرفى و عقلايى اجمالى حجّيت ظهور است نه وضوح علمى آن. بنابر اين، حجّيت ظهور از ديدگاه علمى جاى بحث فراوان دارد و لازم است پيرامون علل و اسباب آن و نتايج و آثار آن و حدود و خصوصيات آن، بحث شود و حذف آن در تقسيمبندى مسائل علم اصول ناموجّه است.
همچنين مبحث تعارض، دليلى بر حذف آن در تقسيمبندى مباحث اصول نيست. ظاهراً به دليل اينكه معظّمله اساس تقسيم را نتيجه قاعده اصولى از ناحيه اينكه مفيد علم وجدانى به حكم شرعى واقعى است يا مفيد علم تعبّدى به آن يا مفيد وظيفه عملى شرعى يا عقلى است قرار دادهاند و نتيجه قواعد باب تعارض هيچ يك از اين نتايج على الخصوص نيست، بلكه گاه مفيد علم تعبّدى به احد المتعارضين است