اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٩٩ - ٥ مختار در تقسيمبندى مسائل علم اصول
دالّ است و مدلول؛ در حالى كه در مباحث معروف به مباحث الفاظ، بحث، پيرامون دلالتى است كه مبناى آن، رابطه جعلى و قراردادى يا وضعى است.
٢. بحث دوم آن است كه پيرامون «اثبات دليل» بر حكم فقهى بحث مىكند. مباحث «امارات»، مباحث «اصول عمليه» و مباحث «تعارض»، همگى در زمينه اثبات دليل بر حكم فقهى بحث مىكنند. «دليل بر حكم فقهى» كتاب، سنّت و عقل است. يا به عبارتى روشن تر: بيان و ابلاغى است كه توسّط رسول اكرم (ص) آمده است كه از آن به كتاب و سنّت تعبير مىشود و يا كشف و دلالتى است كه بر وظيفه عملى توسّط عقل صورت مىگيرد.
در مباحث حجج و امارات بحث در اين است كه آيا با «خبر واحد» سنّت رسول خدا اثبات مىشود يا خير؟ «تواتر» يا «اجماع»، چگونه سنّت رسول خدا را اثبات مىكند؟ «ظهور» كلام خدا يا رسول، بيان واقعى خدا و رسول را اثبات مىكند يا خير؟ همه اين مباحث در رابطه با اثبات بيان خدا و رسول در رابطه با حكم شرعى واقعى است.
بنابر اين، نه تنها مباحث حجج و امارات؛ بلكه «مباحث قطع» نيز مشمول مقسم و جهت تقسيم خواهد شد؛ زيرا در مباحث قطع نيز درباره قواعد اثبات[١] قطعى دليل بر حكم فقهى بحث مىشود. بنابر اين، مباحث قطع نيز جزو مسائل اصلى علم اصول به شمار مىروند.
[١] . بنابراين، نخستين كارى كه در مباحث اثبات بايد انجام داد: تقسيم اثبات است به اثبات قطعى و اثبات ظنّى و ابتدا بايد درباره قواعد عامّ اثبات قطعى و نيز قواعد عامّ اثبات ظنّى بحث كرد و بعد از آن، بايد درباره قواعد خاصّ اثبات بحث نمود، همان گونه كه در مباحث دلالت نيز ابتدا بحث از قواعد عامّه دلالت است و سپس قواعد خاصه آن، مثلًا: مباحثى نظير احكام قطع موضوعى و طريقى و تجرّى احكام عامه اثبات قطعى هستند. بحث درباره امكان جعل حجّيت براى ظن نيز، بحث مربوط به قواعد عامه اثبات ظنّى است و بحث درباره قطع قطّاع بحث درباره قواعد اثبات قطعى خاص است. همان گونه كه بحث درباره حجّيت خبر، بحث درباره قواعد اثبات ظنّى خاصّ است و به نظر مى رسد، بحث درباره قواعد اثبات موضوعات احكام شرعيه، نظير بحث درباره بينه و يمين و امثال آنها ربطى به اصول ندارد؛ زيرا بحث درباره اثبات دليل نيستند و بحث درباره جواز عمل قاضى به علم خود، از اين قبيل است؛ يعنى: بحث درباره اثبات موضوع حكم شرعى است.