اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٢٤ - توضيح بيشتر
«انسان» است كه «بكر» و «عمرو»، «آب» بر «آب دريا»، «آب چشمه»، «آب باران» صدق مىكند و «آب دريا» به هماناندازه «آب» است كه «آب چشمه» يا «آب باران».
\* لكن مفاهيم مشكك اين گونه نيستند؛ بلكه مصاديق از ناحيه صدق مفهوم بر آنها در طول يكديگرند و صدق طبيعت بر برخى مصاديق اقوى و اولى از مصاديق ديگر است. مثلًا: مفهوم «سفيد» بر سفيدى «برف» صدق مىكند و بر سفيدى «گچ» و «گل» تا «پوست انسان سفيد پوست» نيز صدق مىكند؛ لكن سفيدى «برف» بيشتر از سفيدى «كچ» و «شكر» و «گل» و «پوست» است و سفيدى «گچ» بيشتر از «گل» و «شكر» و «پوست» است و سفيدى «گل» بيشتر از سفيدى «شكر» و سفيدى «شكر» بيشتر از سفيدى «پوست» است. اين تفاوت در صدق، موجب مىشود كه گاهى براى توصيف مرتبه پايينتر يا براى تأكيد و مبالغه در توصيف از مراتب بالاتر كمك بگيريم و آن را به مرتبه بالاتر تشبيه كنيم؛ مثلًا بگوييم: «اين كاغذ، مثل برف سفيد است»، در حالى كه عكس اين كار انجام نمىگيرد؛ يعنى هيچگاه در توصيف مرتبه بالاتر از مرتبه پايين تر كمك گرفته نمىشود؛ مثلًا گفته نمىشود: «اين برف، مثل شكر سفيد است»؛ در حالى كه عكس آن صحيح است.
مقدمه دوم: در مفاهيم مشكك همان گونه كه صدق مفهوم بر مصاديق به حسب شدّت و مرتبه وجودى مفهوم اولى و آكد است، به حسب ضعف مرتبه نيز اضعف و اهون است؛ مثلًا: صدق «سفيد» بر «برف» بسيار قوى است؛ لذا غير قابل تشكيك و ترديد است؛ لكن هر چه در مراتب «سفيدى» به مراتب پايينتر توجه كنيم، صدق مفهوم «سفيد» ضعيفتر مىشود، تا آنجا كه صدق مفهوم «سفيد» مشكوك مىشود. مثلًا: «كاغذ سفيد» ى داريم كه «مثل برف سفيد است» و كاغذى ديگر داريم كه «سفيدى آن، شكرى است». اين نيز «سفيد» است؛ لكن «سفيدى» ضعيفترى، تا به كاغذى مىرسيم كه «سفيد» است؛ لكن «سفيدى» اش متمايل به «زرد» است كه «سفيدى آن، مشكوك است» و شك مىكنيم كه به آن «سفيد» بگوييم؟ يا نام رنگى ديگر- نظير «زرد»- را در آن به كار ببريم؟! اين تنزّل مرتبه، به جايى مىرسد كه وصف «سفيدى» يقيناً منتفى است و صدق مفهوم «زرد» حتمى و يقينى است.