اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٨ - \* دلالت تصورى و تصديقى
پس از آنكه جامعه به وجود آمد، در نخستين ملاقات انسان با همنوع خويش نياز به تفاهم رخ نمود. نياز به تفاهم، انسان را بر آن واداشت تا از رابطه دلالت ذاتى بين اشياء، جهت تفاهم بهره گيرد.
بهره گيرى از رابطه دلالى ذاتى بين اشياء با اراده انسان صورت گرفت. انسان معنايى را دراند رون خود داشت، پس خواست معنايى را كه در دل دارد به ديگرى برساند، اين خواستن، خواستن ديگرى را درپى داشت و آن، خواستن (به كار گيرى) رابطه دلالى ميان دو شئ بود.
بنابر اين، در آنجا كه انسان از رابطه دلالى ميان دو شئ بهره مىگيرد و آن را به كار مىبندد اين بهره گيرى و به كار بستن بر اراده به كار گيرى آن دلالت دارد و نيز بر اراده تفهيم آن معانى و مفاهيمى كه اين رابطه دلالى را در جهت رساندن آنها به كار بسته است. و همچنين بر اينكه آن معانى را- واقعاً- در اندرون خود داشته و مىخواسته است.
بنابر اين، هر نوع به كار گيرى رابطه دلالى ميان دو شيئ اگر چه اين رابطه دلالى، رابطه دلالى ذاتى باشد، چنانكه در مراحل نخستين زندگى انسان چنين بوده است- از سه نوع اراده به كارگيرنده رابطه دلالى حكايت مىكند:
١) اراده به كار گيرى رابطه دلالى در جهت مقصدى كه منظور به كارگيرنده است؛
٢) اينكه مقصد به كارگيرنده رساندن معانى مخصوصى است كه رابطه دلالى بر آنها دلالت مىكند، يا به تعبير ديگر: اينكه به كارگيرنده، قصد دارد آنچه را مدلول اين رابطه دلالى است به طرف مقابل خود برساند؛
٣) اينكه آنچه را رابطه دلالى به دريافت كننده مىرساند، واقعاً خواسته به كارگيرنده آن رابطه دلالى است.
\* دلالت تصوّرى و تصديقى:
در اينجا همان گونه كه روشن است دو گونه اصلى، دلالت وجود دارد:
١- دلالت صورت ذهنى دال بر صورت ذهنى مدلول. مثلًا: دلالت صورت ذهنى «لفظ درخت» بر صورت ذهنى «درخت» يا دلالت صورت «لفظ آب» بر صورت «معناى آب».