اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٦١ - تبيين نظريه حكايت اعتبارى
پيش از وضع، مخصوص صورت ذهنى معنا بود- به لفظ نيز سرايت كرده و وصف مشترك صورت لفظ و صورت معنا مىشود.
پس از آنكه ذهن مهارت لازم را در حكايت لفظ از معناى خارج به دست آورد انتقال از لفظ به معنا بدون هيچ نوع اعمال مؤونه تامل و التفات خاصى صورت مىگيرد و لذا در هنگامى كه متكلّم به سرعت جملاتى را پى در پى بيان كند ذهن به سرعت از الفاظ به معنا مىرسد؛ در حالى كه در ابتداى ياد گيرى زبان، ذهن نوآموز نيازمند كمى تأمّل و التفات است و در صورت تكلم سريع متكلّم نمىتواند همپاى شتاب متكلّم در به كار گيرى الفاظ به معانى لازمه منتقل شود؛ با آنكه معانى الفاظ را مىداند و در صورت سماع آنها به صورت شمرده و با تأنى به معناى آنها پى مىبرد.
نقشى كه قرن اكيد لفظ و معنا در دلالت لفظ بر معنا ايفا مىكند، چيزى جز ايجاد اين مهارت ذهنى در اعمال حكايت لفظ از معنا نيست. نه ايجاد اصل رابطه وضعى بين لفظ و معنا. و به همين دليل در برخى موارد با آنكه قرن اكيد وجود ندارد، رابطه وضعى وجود دارد. نظير آنجا كه واضع- مثلًا فرهنگستان زبان- لفظى را براى معنايى وضع كند و اعلام كند. در اينجا پيش از آنكه ذهن مردم با معناى جديد لفظ آشنا شود، قرن اكيد وجود ندارد؛ لكن رابطه وضعى بين لفظ و معنا وجود دارد و در لغات منقرضه نيز كه همه اهل آن نابود و منقرض شدهاند، قرن اكيد، سالبه به انتفاى موضوع است. لكن، رابطه وضعى بين لفظ و معنا منتفى نشده و به همين سبب، زبانشناسان باستانى مىتوانند با استفاده از رابطه وضعى بين الفاظ و معانى به معانى و مفاهيم آن الفاظ، دست يابند.
بنابر آنچه گفته شد، رابطه دلالت وضعى بين لفظ و معنا به طور متعارف، سه مرحله را طى مىكند:
مرحله اوّل: مرحله «اعتبار حكايت لفظ از معنا» است كه با طريقى كه در بيان گذشته توضيح داده شد؛ حاصل مىشود. اين اعتبار، گاه فردى است و گاه اجتماعى. آنجا كه اعتبار فردى است، اعتبار نياز به ظرف زمانى ممتد ندارد؛ بلكه ممكن است به طور دفعى انجام گيرد. لكن، آنجا كه اعتبار دسته جمعى است، نياز به پذيرش ذهن جمعى دارد كه پذيرش ذهن