اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٤٠ - أصالة الجد و مبناى ظهور كلام
رفتارى است اصل لفظى (أصالة الظّهور) را نتيجه مىدهد. مورد أصالة الظّهور شك در تطابق مراد استعمالى يا مدلول تصديقى اول با مدلول تصوّرى كلام است اعم از آن كه مدلول تصوّرى، مدلول تصوّرى اول باشد كه معناى حقيقى لفظ است، يا آنكه مدلول تصوّرى دوم باشد كه معناى مجازى است. بنابر اين، أصالة الظّهور با أصالة الحقيقة متفاوت است و كاربرد آنها نيز يكى نيست؛ همان گونه كه توضيح داده خواهد شد. بنا بر تعريفى كه به نظر ما تعريف اصح از أصالة الظّهور است، أصالة الظّهور تنها مراد استعمالى را معين مىكند؛ يعنى چنين مىگويد: «از آنجا كه تلفظ و تكلم متكلّم، ارادى و اختيارى است بنابر اين، ارادهاى كه به لفظ و كلام تعلق گرفته است بهمعناى آن نيز تعلق گرفته است.» على هذا معانى ظاهرى آن كلمات متعلق اختيار و اراده متكلّماند و وى اراده كرده است تا اين الفاظ را در همان معانى ظاهره آنها استعمال كند. اين نوع اراده، با اراده جدّى از كلام يكى نيست؛ زيرا اين نوع اراده، در آنجا كه مخاطبى نيز در كار نباشد، وجود دارد و لهذا أصالة الظّهور در آنجا كه گوينده بدون وجود مخاطبى سخن مىگويد يا كلام بر زبان مىراند جارى است و اثبات مىكند كه آنچه ظاهر تكلم است، متعلق اراده و اختيار اوست؛ نه اينكه لزوماً مقصود واقعى او در مقام تخاطب با ديگران باشد. حاصل آنكه أصالة الجد تنها در موردى كه قصد خطاب و تفهيم محرز باشد جارى است؛ در حالى كه أصالة الظّهور بهمعنايى كه گفته شد در مواردى كه قصد خطاب و تفهيم وجود ندارد نيز جارى است.
٢) اصل عقلايى رفتارى عدم سهو و خطا در رفتار عقلاء. اين اصل رفتارى اصل لفظى أصالة الحقيقة را نتيجه مىدهد. مورد جريان أصالة الحقيقة شك در اين است كه آيا مراد استعمالى مدلول تصوّرى اول (معناى حقيقى) است يا مدلول تصوّرى دوم (معناى مجازى). بنابر اين، مبناى أصالة الحقيقة همان اصل عدم سهو و خطا در متكلّم و سامع است؛ زيرا فرض اراده مجاز- در اين صورت- يا ناشى از سهو متكلّم در