اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣١١ - هرمنوتيك فلسفى و بىضابطگى استعمال
٥) هدف از تفسير متن، درك (مراد مؤلف) نيست، ما با متن مواجه هستيم؛ نه با پديد آورنده آن، نويسنده يكى از خوانندگان است و بر ديگر مفسران يا خوانندگان متن رجحانى ندارد. متن، موجودى مستقل است كه با مفسر به گفتوگو مىپردازد و فهم آن، محصول اين مكالمه است. براى مفسر اهميتى ندارد كه مؤلف و صاحب سخن، قصد القاى چه معنا و پيامى داشته است؛
٦) معيارى براى سنجش تفسير معتبر از نامعتبر وجود ندارد؛ زيرا كه در اصل چيزى به نام تفسير معتبر نداريم. ديدگاهى كه از چنين چيزى سخن به ميان مىآورد، هدف از آن را «درك مراد مؤلف» مىداند؛ حال آنكه هرمنوتيك فلسفى «مفسِّر محور» است و هرگز دنبال درك مقصود مؤلف نيست. و به علت آنكه مفسران متن، متنوّع و داراى افق معنايى متفاوت خواهند بود، فهمهاى گوناگونى از متن شكل مىگيرد كه هيچكدام را نمىتوان برتر يا نهايى و يا معتبر ناميد؛
٧) هرمنوتيك فلسفى، سازگارى تمامعيارى با نسبتگرايى تفسيرى دارد و ميدان وسيعى براى تفسير افراطى متن مىگشايد[١].
از آنچه در مباحث گذشته بيان كرديم، معلوم شد كه بحث در رابطه با معناى كلام، سه مرحله اصلى دارد:
١) مرحله دلالت تصورى؛
٢) مرحله دلالت تصديقى (با همه اقسام سهگانه آن)؛
٣) مرحله حجّيت و اعتبار.
دلالت تصورى، نتيجه خود كلام است و قصد گوينده- آنچنانكه توضيح داده شد- دخالتى در تكوين آن ندارد.
مرحله نخستين دلالت تصديقى كه دلالت رفتار- گفتارى ارادى بر اراده سخن است دلالتى است رفتارى كه مخصوص رفتار- گفتارى ارادى نيست؛ بلكه شامل همه رفتارهاى
[١] . برگرفته از: درآمدى بر هرمنوتيك، ص ٥٩- ٦٠.