علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩ - تحليلى بر احاديث نفى قضاى غير حتمى
آوردند و نه آنچه از دست آنها رفت، بازگشت. هر چه انجام دادند، پيش رو ديدند و از آنچه برجاى گذاشتند، پشيمان شدند؛ ولى هرگز پشيمانى سودى نداشت. قلم تقدير، رقم خورده بود. رحمت خداوند بر كسى كه خيرى را پيشتر بفرستد و صادقانه انفاق نمايد و بر خواهشهايش چيره شود و خواهشها بر او چيره نشوند و فرمان نفسش را نافرمانى كند و نفس، مالك او نشود.
٣. قلمرو آزادي انسان در محدوده تقدير الهي
آزاد بودن انسان در تعيين سرنوشت دنيوى و اُخروى خود، مطلق نيست، بلكه در محدوده قضا و قدر الهى است؛ زيرا هر كس بر اساس تقدير حكيمانه حضرت حق ـ عزّوجلّ ـ استعداد ويژهاى دارد و تنها در محدوده مقدّرات و استعدادهاى خود مىتواند از آزادى و تلاش خويش بهره گيرد، نه اینکه هر كس بتواند به هر موقعيت دلخواه مادّى يا معنوى دست يابد و آنچه در احاديث پيشين آمده كه: «كُلٌّ مُيَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَه»؛ به نظر مىرسد كه ناظر به اين نكته باشد.
آرى! هر چيزى در نظام آفرينش بر اساس تقدير حكيمانه حق تعالى، براى هدف خاصّى آمادگى دارد كه در همان محدوده، قابل بهرهبردارى است، چنان كه امام على٧ مىفرمايد:
قَدَّرَ ما خَلَقَ فَأَحكَمَ تَقديرَهُ، وَ دَبَّرَهُ فَأَلطَفَ تَدبِيرَهُ، وَ وَجَّهَهُ لِوِجهَتِهِ فَلَم يَتَعَدَّ حُدودَ مَنزِلَتِهِ، وَ لَم يَقصُر دونَ الانتهاءِ إلى غايَتِهِ، وَ لَم يَستَصعِب إذ أمَرَ بِالمُضِيِّ عَلى إرادَتِهِ؛[١]
آنچه آفريد، مقدّر كرد و تقدير آن را استوار نمود و تدبيرش كرد و تدبير آن را با ظرافت به انجام رساند و آن را به سمت و سوى خودش راهنمايى كرد و از قلمرو جايگاهش تجاوز ننمود و از رسيدن به مقصدش كوتاهى نكرد و دستور به تحققش، بر اراده او، سخت نيامد.
ابن ابى الحديد، در تبيين اين جملات مىگويد:
مقصود امام٧ اين است كه: خداوند متعال، اشيايى را كه آفريد، مقدّر نمود و بر حسب تقدير، آفرينش آنها را استوار كرد و تدبير آنها را با ظرافت انجام داد؛ يعنى آنها را ظريف ساخت و كارها را به سوى مقصدشان و حدود مقدّرشان، رهنمون گرديد. باز را براى شكار، اسب را براى سوارى و راندن، شمشير را براى بريدن و قلم را بر نوشتن و فلك را براى چرخيدن و امثال اينها آفريد. اين سخن امام٧ اشاره به گفته پيامبر٦ دارد كه فرمود: «قُل كُلٌّ مُيَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ؛ همه مُهيّاى چيزى هستند كه براى آن آفريده شدهاند»؛ اين آفريدهها، از حدود جايگاههايى كه براى آنها مقصد قرار داده شدهاند، فراتر نمىروند.[٢]
انسان نيز مانند همه آفريدههاى خداوند، نمىتواند از قلمرو مقدّرات الهى خارج شود. تنها تفاوت انسان با ساير آفريدهها اين است كه در تعيين سرنوشت خود، در محدوده مقدّرات الهى، آزاد است و هر سرنوشتى را انتخاب كرد، نظام آفرينش، ابزار رسيدن به آن را برايش فراهم خواهد ساخت: «كُلاًّ نُّمِدُّ
[١]. نهج البلاغة، خطبه ٩١.
[٢]. شرح نهج البلاغة، ج٦، ص٤١٧.