علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٦ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
از علامه انتظار میرفت که اين گرهها را بگشايد، آنگاه مشکل عالم ذر را حل میکند.
دو. جایگاه عالم ارواح و عالم اشباح[١] کجاست؟ علامه به آن اشاره نکرده است. اگر در نظر ایشان این دو عالم یکی است و در نتیجه عالم ذر، عالم اظلّه و عالم ارواح یکی باشند، باید فاصله آن با خلقت بدنها به همان اندازه فاصله «کن» و «یکون» باشد و حال آنکه روایات مخالف این نظر هستند. در همان روایتی که سابقاً گذشت از امام باقر٧ نقل شده که خداوند ارواح شیعیان را دو هزار سال قبل از اجساد آنها آفرید[٢] و در روایت دیگری از امام صادق٧ است که خداوند روح همۀ آدمیان را دو هزار سال قبل از اجساد آنها آفرید.[٣]
در روایت دیگری از امام صادق٧ آمده:
اخذ میثاق العباد و هم اظلّة قبل المیلاد.[٤]
و در روایت دیگری از صادقین٨ آمده است:
ان الله خلق الخلق و هما اظلّة فأرسل رسوله محمداً٦ فمنهم من آمن به و منهم من کذّبه، ثم بعثه في الخلق الآخر فامن به من کان آمن به في الاظلّة و جحده من جحد به يومئذٍ.
تعبیر «فاء» نشاندهندۀ تأخیر ارسال رسول از عالم اظلّه است. علاوه بر آن، در آخر روايت از کلمه «يومئذٍ» میتوان فهميد كه عالم اظلّه قبلاً بوده است.
این اشکالات، فقط از دیدگاه روایات است و الاّ بعد از علامه، آیة الله جوادی[٥] و آیة الله سبحانی[٦] نیز اشکالات متعددی بر این نظریه وارد کردهاند؛ گر چه به نقل آیة الله جوادی مرحوم علامه این نقدها را نپذیرفتند و بر نظرشان اصرار ورزیدند و به تعبیر ایشان، علامه خود از عالم ملک رهیده و به عالم ملکوت رسیده، ولی برای ما که از این درک محرومیم، همچنان عالم ذر به صورت رمزی باقی میماند.
نتيجه
با آنکه نظریات مهم در عالم ذر بیان شد و علامه طباطبایی ضمن رد دیدگاهها با کمک روایات، به تفسیر آیه پرداخت، ولی رمزی گشوده نشد و دریچهای به عالم دیروز باز نگردید. روایت قابل استناد
[١]. المسائل السروية، ص٣٧.
[٢]. حکمای اسلامی پيش از سهروردی عوالم را در سه زمينه طبقهبندی میکردند: الف. عالم جبروت يا عالم عقول، ب. عالم ملکوت که عالم نفوس ملکی و انسانی است، ج. عالم ملک يا برزخ.
سهروردی وجود اين عوالم را میپذيرد و ابتکار او اثبات عالم ديگری است موسوم به عالم «مثال» ـ که واسطه ميان عوالم معقول و عالم محسوس است ـ و البته اين عالم مثال يا اشباح با مُثُل افلاطونی فرق دارد. (ر.ك: مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج٢، ص٢٥٩).
[٣]. الكافي، ج١، ص٤٣٧.
[٤]. من لا یحضره الفقیه، ج٤، ص٣٥٢، ح٥٧٦.
[٥]. عللالشرایع، ج٨٤.
[٦]. تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج٥، ص١٢٩.