علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣٩ - پژوهشهاي خاورشناسان درباره نهجالبلاغه
در یک مورد[١] وی خبری از پدرش نقل میکند که ضمن آن، پدرش از ارتباط خود با عیسی بن جعفر عباسی (م حوالی ١٨٥ق)[٢] یاد کرده که حاکم بصره بوده است. از این خبر چنین به دست میآید که وی ارتباط نزدیکی با او داشته است. محمد نوفلی در حوالی سالهای ٢٠٠ق در بصره بوده و همان جا اخبار مربوط به ابوالسرایا را گردآوری کرده است؛ همان مطالبی که ابوالفرج در مقاتل الطالبیین به طعنه از آنها یاد کرده است. احتمال این که محمد بن سلیمان در بصره میزیسته وجود دارد.
به نظر میرسد محمد بن سلیمان نوفلی منبع اخبار تاریخی و ادبی بوده و در عین حال خوش ذوق هم بوده است؛ چرا که ابوالفرج در جایی این خبر را هم به نقل از پسر دربارۀ پدر آورده است:
أخبرني أحمد بن عبيد الله بن عمار قال، حدّثني علي بن سليمان النوفلي أحد بني نوفل بن عبد مناف قال، كان أبي يتعشّق جارية مولّدة مغنّية لامرأة من أهل المدينة، و يقال للجارية مريم...[٣]
علاوه بر پدر، عموی وی و خاندانش نیز گرایش علمی ـ تاریخی ـ روایی داشتهاند. در یک مورد[٤] میگوید: «حدثنی ابی و أهلی». جای دیگری[٥] عن «عمه عیسی» دارد:
حدّثنا أحمد بن عبيد اللّه بن عمار قال حدّثنا عليّ بن محمد النوفليّ عن أبيه و عمه عيسى.[٦]
بنابر این میتوانیم نام عموی وی را هم ـ که عیسی است ـ داشته باشیم و بدانیم این که او راوی بوده است. در جای دیگری در همین الاغانی[٧] تعبیر «عن أبيه عن عمومته» دارد. و در جای دیگر:
أخبرني أحمد بن عبيد الله بن عمّار قال، حدّثني عليّ بن محمد النّوفليّ قال حدّثني رجل من أهلي من بني نوفل.[٨]
نسايی در سنن[٩] روایتی از عاصم بن سلیمان بن عبدالله بن حارث نقل کرده است که گمان میرود برادر محمد و عموی علی نوفلی (نویسنده کتاب الاخبار) باشد.
در یک سند ـ که شیخ طوسی در الامالی[١٠] آورده است ـ علی بن محمد بن سلیمان نوفلی در سال ٢٤٥ق برای ابن عمار ثقفی روایت کرده و منبع او به نقل از پدرش از یزید بن عبدالملک نوفلی است. این شخص باید یکی از مصادیق «عن اهلی» در اسنادی باشد که نوفلی به عنوان منبع خبر ذکر کرده است.
[١]. همان، ج٤، ص٣٠٢؛ نیز ر.ك و قس: تهذیب الکمال، ج١٤، ص٣٦٩.
[٢]. ج١، ص٣٤٤.
[٣]. الیقین ابن طاووس، ص٤٢٩.
[٤]. رجال النجاشی، ص٨٩.
[٥]. ص٨٩.
[٦]. السنة ابن ابی عاصم، ص٥٦٠.
[٧]. حسن الظن باللّه ابن ابی الدنیا، ص٢٧٩.
[٨]. الاحاد و المثانی، ج٥، ص٤٦٧.
[٩]. الموطاء، ج٢، ص٨٩٤؛ المحلی، ج٥، ص١٧٣.
[١٠]. تاریخ دمشق، ج٥٣، ص١٢٨.