علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٩ - اعتبار دعاهای ابن طاووس از نگاه او
لسکان الثری[١] بازگو نموده است. ابن طاووس بارها متذکر میشود که چند طريق به اين روايت يا کتاب دارد و از ميان آنها يک طريق و گاه، همه طرق را ذکر میکند.[٢]
وي در ديباچة فلاح السائل ـ که نخستين کتاب از مجموعة کتابهای او در تکميل و تتميم کتاب المصباح الکبير شيخ طوسی است ـ طريق و اسناد خود به روايات و کتب و اصول اصحاب از ذکر کرده است. ابن طاووس بر آن بوده که طريق خود را تا مشايخ بزرگ حديث را اطمينان بخش و اعتماد آفرين بسازد؛ چه، وی به مشايخ حديث، چون: کلينی، شيخ صدوق، هارون بن موسی تلعکبری، ابن قولوية قمی، شيخ مفيد، سيد مرتضی و شيخ طوسی اعتماد داشت.[٣]
طريق او به اين افراد، گروهی از ثقاتاند که بارها از آنها با عنوان کلی جماعتی از ثقات ـ که اسامی آنها را بارها به گونه جمعی و فردی ذکر کرده ـ ياد نموده است.[٤] اين جماعت بيش از هفت نفر هستند:
١. حسين بن احمد سوراوی، از محمد بن قاسم طبری، از ابو علی حسن بن محمد طوسی، از پدرش (جد ابن طاووس) ابو جعفر محمد بن حسن طوسی.[٥]
٢. علی بن يحيی حافظ، از عربی بن مسافر عبادی، از محمد بن قاسم طبری، از ابی علی حسن بن محمد طوسی (و غير اينها که ذکرشان به طول میانجامد) از ابو جعفر محمد بن حسن طوسی.[٦]
نام علی بن يحيی در جمال الاسبوع و فلاح السائل، أبو الحسن علي بن يحيى بن علي حَنّاط و در فتح الابواب، خياط و در اليقين، حافظ ذکر شده است. ممکن است حافظ تصحيف حَنّاط يا خياط و يا لقب مخصوص باشد. ميرزاحسين نوری متذکر شده که يحيی خياط در سال٦٠٩ ق، به ابن طاووس از جماعتی اجازه داده است. وی به نام هشت نفر اشاره کرده که از جمله آنها عربي بن مسافر است.
٣. اسعد بن محمد بن هبة الله بن حمزه، معروف به مشفروه و عبدالقاهر اصفهانی، از علی بن سعيد ابی الحسين راوندی، از ابی جعفر محمد بن علی بن محسن حلبی، از ابو جعفر طوسی.[٧] و در طريق ديگر، وی از علی بن سعيد ابوالحسين راوندی، از ابو علی فضل بن حسن بن فضل طبرسی روايت کرده است.[٨] ابن طاووس متذکر شده اين طريق ـ که روايت از اسعد بن عبد القاهر اصفهانی است ـ طريقی است که با آن، همة کتب و اصول و مصنفات روايت میشود و بعيد است که چيزی از رواياتی که آورده از آن خارج باشد.[٩]
[١]. اقبال الاعمال، ج٢، ص٣٨١؛ ج٣، ص٣٦٩.
[٢]. فلاح السائل، ج١، ص١١.
[٣]. بحارالانوار، ج١٠٦، ص٣٧ـ ٣٨.
[٤]. معجم رجال الحديث، ج١٣، ص ٢٠٢ ـ ٢٠٤.
[٥]. خاتمة المستدرک، ج٢، ص٤٤٧.
[٦]. فلاح السائل، ج١، ص١٥.
[٧]. ج١، ص١٥ ـ ١٧.
[٨]. اليقين، ص ١٨٣ ، ص٢٣٦.
[٩]. اللهوف، ص٤٢ و ص٤٤.