علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٧ - پژوهشی در اسناد و نسخههای زیارت عاشورا
ابن ابيجيد ـ محمد بن الحسن بن الوليد ـ علي بن ابراهيم ـ ابراهيم بن هاشم ـ محمد بن اسماعيل بن بزيع.[١]
ابن ابيجيد: «علي بن احمد بن محمد بن ابيجيد» از مشايخ نجاشي است و گفته شده مشايخ نجاشي همگي ثقهاند.[٢] نجاشي نام او را ذيل عنوان «الحسين بن مختار» آورده است.[٣]
محمد بن الحسن بن احمد بن الوليد: نجاشي دربارهاش ميگويد: «ثقة ثقة عين، مسكون اليه».[٤]
علي بن ابراهيم بن هاشم: نجاشي دربارهاش گفته است: «ثقة في الحديث، ثبت، معتمد صحيح المذهب».[٥]
ابراهيم بن هاشم: ابنطاووس بر وثاقتش دعوي اجماع كرده است[٦] و نجاشي دربارهاش ميگويد:«اصحابنا يقول: اول من نشر حديث الكوفيين بقم».[٧] پسرش علي بن ابراهيم در تفسيرش بارها از او نام ميبرد. وي در مقدمه تفسيرش گفته است كه در كتابش از ثقات علما روايت نقل كرده است[٨].
بررسی فرض دوم
نصرالله شبستری در کتاب لؤلؤ النضید به این فرض نیز توجه داشته و سعي کرده است، در صورتي كه زيارت عاشورا در كتاب حج محمد بن اسماعیل نیز نباشد، به گونهاي اتصال شيخ را به محمد بن اسماعيل تصحيح كند و ابتكار او در اين كتاب نیز همين است. او ميگويد حال كه از طريق كتاب الفهرست موفق نشديم طريق شيخ را به تمام كتب محمد بن اسماعيل اثبات كنيم، طريق يكي ديگر از رجالياني را كه به تمام كتب محمد بن اسماعيل متصل بوده، اثبات كرده و سپس به اثبات طريق شيخ به آن رجالي ميپردازيم؛[٩] مثلاً نجاشي در الفهرست خود گفته است كه تمام كتب محمد بن اسماعيل را احمد بن علي بن نوح برايش روايت كرده است. شيخ نيز در الفهرست ميگويد كه تمام كتب و روايات احمد بن محمد بن نوح[١٠] را عدهاي از اصحاب برايش روايت كردهاند و سپس اثبات ميكند كه نجاشي از اصحاب شيخ بوده است.[١١]
[١]. بعداً در بررسي محمد بن موسي الهمداني مطرح خواهد شد كه عدهاي از بزرگان رجال او را تضعيف كردهاند و پذيرش احتمال سوم موجب ميشود كه هر دو طريق ابنقولويه تضعيف شود.
[٢]. در بيان رجال موجود در سند شيخ طوسي عقبه بن قيس نيز به صورت مختصر بررسي خواهد شد.
[٣]. الفهرست (طوسي)، ص ٢٣٦ ، ش٧٠٦.
[٤]. عبارت «عن ابيه» در برخي نسخههاي الفهرست بيان نشده است؛ اما از جهت طبقات بايد آورده شود؛ زیرا به نظر ميرسد علي ابن ابراهيم با واسطه پدرش ابراهيم بن هاشم از محمد بن اسماعيل نقل روايت كرده است؛ همانطور كه در طريق اول در تمام نسخ اين عبارت وجود دارد. (ر.ک: معجم رجال الحديث، ج١٥، ص٩٧؛ دانشنامه جهان اسلام، ج٧ ؛ تصحيف و تحريف، ص٣٥٥)
[٥]. الفهرست (طوسي)، ص ٢١٥ ، ش٦٠٥.
[٦]. ر.ک: رسائل و مقالات، ج٣، ص٤٠٣.
[٧]. ر.ک: فروع الكافي، فهرست كتاب، ص١٤٦٦ ـ ١٤٦٩؛ من لا يحضره الفقيه، فهرست كتاب، ص٣٨٨ ـ ٣٩٦.
[٨]. الفهرست (طوسي)، ص ٢١٥ ، ش٦٠٥.
[٩]. كليات في علم الرجال، ص٢٨١ـ٢٨٢؛ اصول علم الرجال بين النظرية و التطبيق، ج٢، ص٢٣٦.
[١٠]. رجال النجاشي، ص ٥٤ ، ش١٢٣.
[١١]. همان، ص٣٨٣، ش١٠٤٢.